انواع کتاب

معرفی بهترین رمان های فمینیستی

معرفی بهترین رمان های فمینیستی
۲۳ مهر ۱۳۹۹ Fatemeh Monfared

برای درک رمان فمینیستی ابتدا باید فمینیسم را بفهمیم. یا شاید باید ماهیت رمان را درک کنیم. اولین سوالاتی که باید از خود بپرسیم این است که "فمینیسم چیست؟" و "رمان چیست؟"

فمینیسم به برابری زنان می پردازد. وقتی می گویم برابری، منظور این است که زنان باید بتوانند در دنیا با همان راحتی مردان حرکت کنند. زنان باید بتوانند در جامعه ای زندگی کنند که بر بدن آنها قانونگذاری نشده باشد. آنها باید بتوانند بدون تهدید به خشونت جنسی زندگی کنند. هنگامی که ما نیازهای زنان را در نظر می گیریم، ضروری است که سایر هویت هایی که زن دارد را نیز در نظر بگیریم. فمینیسم نمی تواند صرفاً در رابطه با جنسیت باشد، بلکه باید در مورد برابری در زمینه های نژادی و قومی، توانایی، بعد جنسی، معنویت، طبقه و بسیاری دیگر از چیزهایی باشد که هویت ما را می سازند.

بنابراین یک رمان فمینیستی فقط مربوط به آنچه که هستیم نیست. باید در مورد نحوه زندگی ما نیز باشد. در چنین رمانی، دغدغه های زنان آغاز و فرجام روایت است، اما به طور صریح به داستان ها و یا زندگی زنان نیز می پردازد. بعید به نظر می رسد که در مورد آنچه که یک رمان را به یک رمان فمینیستی تبدیل می کند، اتفاق نظر وجود داشته باشد زیرا صادقانه بگوییم، در مورد آنچه که یک رمان را به یک رمان تبدیل می کند نیز اتفاق نظر کمی وجود دارد. از جمله کتابهایی را که می توان به عنوان یک رمان فمینیستی در نظر گرفت در ادامه آمده است:

  • دلبند اثر تونی موریسون
  • کاغذ دیواری زرد اثر شارلوت پرکینز گیلمن
  • ترس از پرواز اثر اریکا جانگ
  • پرتقال تنها میوه دنیا نیست اثر جنت وینترسون
  • داستان ندیمه اثر مارگارت اَتوود
  • بازی های گرسنگی (عطش مبارزه) اثر سوزان کالینز
  • گنجشک نقره ای اثر تایاری جونز

چالش رمان فمینیستی این است که چنین رمانی باید یک داستان جذاب را روایت کند. جاه طلبی فمینیستی نمی تواند بر جاه طلبی روایی غلبه کند، در غیر این صورت چنین نویسنده ای تاکنون رمانی ننوشته است.

هر رمانی که به زندگی زنان مربوط شود، یک رمان فمینیستی نیست. مثلاً پنجاه طیف خاکستری یک رمان فمینیستی نیست!

بنابراین یک رمان فمینیستی، رمانی است که نه تنها به وضوح به داستان ها و در نتیجه زندگی زنان می پردازد، بلکه همچنین برخی از جنبه های وضعیت زنان را آشکار می کند و یا نوعی ضرورت برای تغییر را ارائه می دهد و یا بیانیه ای سیاسی و جسورانه را به نفع زنان ارائه می دهد.

اگر یک رمان فمینیستی وجود داشته باشد که بتواند تمام موارد گفته شده را در خود پوشش دهد، "تملک راز شادی" اثر آلیس واکر می تواند چنین کتابی باشد. در ابتدای قسمت دوم رمان، تاشی، قهرمان رمان، فریاد می کشد: "می توانی تحمل کنی که بفهمی من چه چیزی را از دست داده ام؟" سؤال دشواری است زیرا در پایان رمان، وقتی بدانیم که تاشی چه چیزهایی را از دست داده است، تحمل حقیقت تقریباً غیرممکن است. ما نمی توانیم تحمل کنیم که بدانیم او چه چیزهایی را از دست داده است!

زیبایی کتاب "تملک راز شادی" در پیچیدگی آن استوار است، و با این حال قدرت و اهمیت آن از آنجا ناشی می شود که صریحاً عمل ختنه دستگاه تناسلی زنان را به تصویر می کشد. واکر از ادبیات داستانی استفاده می کند تا توجه را به موضوعی جلب کند که همچنان در سراسر جهان زنان را تحت تأثیر قرار می دهد، بدون اینکه خود را بیش از حد بزرگ جلوه دهد، بدون اینکه برای عقیده خود عذرخواهی کند، بدون اینکه روایت داستان را فراموش کند.

یک رمان فمینیستی نه تنها به زن بودن می پردازد، بلکه زن بودن را در یک زمان و مکان خاص و مسئله هویت را بررسی می کند.

در طول رمان واکر، به ما نشان داده می شود که چگونه یک زن می تواند عمیقاً آسیب روحی ناشی از غم و اندوه را تجربه کند. رمان های فمینیستی اغلب باید به تجربه آسیب روحی و غم و اندوه بپردازند. یک رمان فمنیستی از بیان آنچه که قهرمانان داستان یا خوانندگان را ناراحت کند، هراسی ندارد. این اغلب می تواند درمورد آنچه باشد که از ما گرفته شده است، اینکه چگونه زنان معمولاً احساس از دست دادن می کنند. یک رمان فمنیستی از غمگین کردن خواننده نمی هراسد.

یک رمان فمینیستی، در بهترین حالت، حس امید و امکان داشتن دنیایی بهتر را به خواننده منتقل می کند، حتی اگر این امید در تاریکی پوشیده باشد.

در ادامه چند نمونه از رمان های فمینیستی معرفی شده است:

دلبند اثر تونی موریسون

رمان دلبند به ویرانی فراگیر ناشی از برده داری می پردازد، که شخصیت های داستان را در آزادی به اندازه اسارت تحت تأثیر قرار می دهد. پیرنگ دلبند از دو داستان متفاوت پیروی می کند. اولین داستان در زمان حال، یعنی سال 1873، در سینسیناتی، اوهایو اتفاق می افتد که سِت در اواخر دهه سی زندگی اش با دختر 18 ساله اش دِنور در خانه ای زندگی می کند که همسایه ها بخاطر اینکه اعتقاد دارند خانه توسط روحی تسخیر شده است از آن اجتناب می کنند. داستان دوم از طریق فلش بک هایی اتفاق می افتد که حوادثی که در هجده سال گذشته اتفاق افتاده است را حکایت می کند. این رمان با حضور ناگهانی پاول دی آغاز می شود. آنها هجده سال است که یکدیگر را ندیده اند، یعنی زمانی که هر دو از مزارعی که در کنتاکی به عنوان برده زندگی می کردند، فرار می کنند. گرچه هر دو از اسارت فرار کرده اند، اما تجربه های آسیب زای این روند را هنوز تحمل می کنند. پاول دی به یک اردوگاه زندانیان در جورجیا می رود، تا اینکه وقوع سیل، شرایط فرارش را فراهم می کند. از طرف دیگر، سِت نیز در هنگام فرار از مزارع 9 ماهه باردار است و مجبور می شود در راه آزادی فرزندش را به دنیا بیاورد. کمک یک زن سفیدپوست جان او و نوزاد تازه متولد شده اش، دِنور را نجات می دهد و به او کمک می کند به اوهایو بروند.

موریسون قصد دارد همانند هر رمانی که به بی عدالتی و تأثیرات آن می پردازد از پتانسیل اجتماعی رمانش استفاده کند. پذیرش قدرت رمان در شکل دادن به عقاید، نویسنده را رها می کند تا در انجام هر کار هنری آزاد باشد. رمان نویسانی که مراقب هستند از سؤالات اجتماعی خودداری کنند، تمایل دارند موضوعات خود را به روابط شخصی یا سؤالات زیبایی شناختی محدود کنند که ظاهراً موضوعاتی پایدار به نظر می رسند. در حالی که رمان نویس معمولاً به راحتی از پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گفته های خود اجتناب می کند. برای موریسون و بیشتر نویسندگان دهه 1980، همه چیز رمان، از پیرنگ گرفته تا سبک تا شخصیت پردازی، که زمانی کاملاً خنثی به نظر می رسید مملو از مفاهیم سیاسی اند.

کاغذ دیواری زرد اثر شارلوت پرکینز گیلمن

کاغذ دیواری زرد یک رمان کوتاه است که توسط شارلوت پرکینز گیلمن در اواخر قرن نوزدهم نوشته شده و بخش اعظمی از آن را می توان به عنوان زندگی نامه در نظر گرفت.

پرکینز اندکی پس از تولد دخترش، دچار یک نوع افسردگی بسیار جدی می شود. هر چیزی که به کودک یا همسرش در ارتباط است باعث می شود که احساسی بدی داشته باشد، بنابراین وی از دکتری که گفته می شد باتجربه ترین پزشک در زمینه اختلالات روانی در ایالات متحده است کمک می گیرد. او این گونه تشخیص می دهد که دلیل افسردگی اش فعالیت بیش از حد فکری است. در نتیجه نسخه وی "استراحت مطلق" است که هر نوع فعالیت اعم از ذهنی یا جسمی را ممنوع می کرد. این به هیچ وجه به پرکینز کمک نمی کند، در واقع او حتی بدتر می شود و تا مرز دیوانگی پیش می رود. این شرایط تنها تا زمانی ادامه می یابد که وی "درمان" را کنار می گذارد.

پرکینز از طریق این داستان قصد دارد تأثیر فشارهای روانشناختی جامعه مردسالار بر زنان را بررسی کند. این یک روایت اول شخص توسط بیمار زن است و بنابراین بیشتر شبیه جریان سیال ذهن است که با ادامه داستان پیچیده تر می شود و زن به جنون مطلق سوق می یابد.

پرتقال تنها میوه دنیا نیست اثر جنت وینترسون

جنت داستان زندگی خود را از هفت سالگی بازگو می کند که با پدر خوانده و مادر خوانده خود در انگلیس زندگی می کند. مادر جنت یک مسیحی بنیادگرا است و زندگی جنت را تحت کنترل خود دارد. پدر جنت تقریباً هرگز حضوری ندارد. مادر جنت تا هفت سالگی، او را در خانه آموزش داده است که بیشتر این آموزشات خواندن انجیل به او بوده است. مادر جنت، او را به فرزندی پذیرفته است تا بتواند فرزندی را به روشی بدون جنسی داشته باشد و او را برای بندگی خدا تربیت کند. مادر جنت به او این ایده را القا کرده است که او بی نظیر است و در نهایت مُبَلغ جهانی خواهد شد. او هیچ کس را به غیر از سایر اعضای کلیسا نمی شناسد تا اینکه در هفت سالگی مادرش مجبور می شود او را به مدرسه بفرستد.

انجیل اقتدار کنترل کننده ای است که مادر بنیادگرای راوی، او را به تسلیم شدن در برابر آن تشویق می کند، با این حال کتابی است که رمان براساس آن بنا شده است. جنت جوان کتاب مقدس را بعنوان اثری هشدار دهنده، منع کننده و ترس برانگیز می داند. (هنگامی که او به مدرسه می رود، با توضیح مجازاتی که به زودی در انتظار آنهاست، سایر بچه ها را به وحشت می اندازد.) با اینکه این داستان فرار قهرمان از مادر مسیحی و فرقه مسیحیتی است که به آن تعلق دارد، کتاب مقدس به داستان شکل و معنا می بخشد.

داستان ندیمه اثر مارگارت اتوود

آفرِد یک ندیمه در جمهوری گیلیاد است، کشوری دارای حکومت مطلقه، دیکتاتوری و مذهبی که جایگزین ایالات متحده آمریکا شده است. به دلیل پایین آمدن نرخ تولید مثل، ندیمه ها برای زوج های طبقه بالایی که در بارداری مشکل دارند، برای به دنیا آوردن فرزند گمارده می شوند. آفرد در خدمت فرمانده و همسرش، سرنا جوی است. سرنا خواننده سابق موسیقی مذهبی و مدافع "ارزش های سنتی" است. آفرد نام واقعی راوی نیست - نام ندیمه ها ترکیبی از کلمه آف ("of") و به دنبال آن نام فرمانده است. آزادی آفرد، مانند آزادی همه زنان، کاملاً محدود شده است. او فقط برای خرید می تواند از خانه خارج شود، درِ اتاقش نمی تواند كاملاً بسته باشد، و پلیس مخفی گیلیاد، هر حركت او را در فضای عمومی تحت نظر دارد.

طبق گفته اتوود هیچ بخشی از کتاب نیست که قبلاً در زندگی واقعی اتفاق نیفتاده باشد. این کتاب مانند آینه ای است که نشان می دهد ایدئولوژی های افراطی اگر خاموش نشوند چگونه می توانند تمام زندگی ما را تغییر دهند. اما سؤالی که پیش می آید این است که مرز بین خاتمه دادن به تأثیر دین و اجازه دادن به اعمال آنها بصورت آزادانه کجاست؟ داستان ندیمه هشداری است که ما را نسبت به پیامدهای تصمیمات خود آگاه می کند.

بازی های گرسنگی (عطش مبارزه) اثر سوزان کالینز

در گذشته، ژانر داستانی علمی تخیلی بیشتر شامل نویسندگان مرد می شد. نویسندگانی مانند اچ. جی. ولز، جک لندن، و ... همگی شخصیت های بسیار پویایی را خلق کرده اند، گرچه برخی از آنها کمتر از دیگران خصوصیات قهرمانانه دارند. با این حال، وجه مشترک کتاب های نوشته شده توسط این نویسندگان این است که قهرمان داستان همیشه مرد هستند. یکی از نویسندگانی که این هنجار ادبی را به چالش می کشد، آیزاک آسیموف با کتاب خود "من، ربات" است. آسیموف شخصیت دکتر سوزان کالوین را خلق می کند که در رمان به عنوان یکی از بهترین روانشناسان ربات کشور شناخته شده است. با این حال، هر چقدر خود را به همتایان مرد خود ثابت می کند، هرگز جدی گرفته نمی شود. تا زمانی که سوزان کالینز رمان خود را با عنوان "بازی های گرسنگی" خلق نکرده بود، وجود یک شخصیت زن قوی به عنوان قهرمان داستان بسیار کم بود. قبل از "بازی های گرسنگی"، شخصیت های زن در ژانر علمی تخیلی یا ناتوان در نظر گرفته می شدند یا اغواگر و بیشتر به عنوان یک شریک عاطفی در داستان نوشته می شدند. کالینز، با خلق شخصیت کتنیس اورگرین که سرسخت و ظاهر معمولی دارد، به طور موثر توانست آن کلیشه های زنانه را به چالش بکشد و استانداردهای مردسالارانه را رد کند.

بعد از فوت پدر کتنیس در یک حادثه معدن، مادرش که زیر بار غم و غصه کمر خم کرده است، قادر به تأمین هزینه خانواده نیست. بنابراین، کتنیس مجبور می شود در سن یازده سالگی مانند یک بزرگسال مسئولیت هایی را به عهده بگیرد. او قبل از فوت پدرش، اصول شکار و داد و ستد را از او آموخته است و به این ترتیب می تواند از مادر و خواهرش، پریم مراقبت کند. کتنیس در نتیجه پذیرش طبیعت مردانه اش می تواند شکار کند. کتنیس به جای اینکه کاملا در زنانگی خود غرق شود، متناسب با نیازهای موقعیتی خود، انتخاب های آگاهانه و عینی برای پذیرش نقش های مختلف جنسیتی انجام می دهد. در واقع، کتنیس در طول زمانی که مادرش از نظر روحی و روانی دچار مشکل شده است، برای خواهرش پریم مادری می کند. جنبه مادری کتنیس همان چیزی است که بیشتر شبیه یک زن کلیشه ای است. در همین زمان، کتنیس برای شکار از یک شی "مردانه"، یعنی تیر و کمانش نیز استفاده می کند. در واقع کتنیس برای بقا به طور مداوم بین نقش های دو جنسیت تغییر می کند.

گنجشک نقره ای اثر تایاری جونز

"گنجشک نقره ای" حول دو شخصیت به نام های دانا لین یاربرو و چاریس ویترسپون است که دو خواهر ناتنی هستند، گرچه این موضوع را فقط دانا می داند.

دانای 16 ساله، نیمه اول رمان را روایت می کند. دانا می داند پدرش، جیمز، هنگام ازدواج با مادرش گوئن، همسر و فرزند دیگری داشته است. پس از باردار شدن گوئن، جیمز تمایلی به طلاق همسر اول خود نشان نمی دهد و بنابراین آنها در ایالت دیگری ازدواج می کنند.

با بزرگ شدن دانا لین، آگاهی اش از نیز نقش غیرمعمول جیمز افزایش می یابد از آنجایی جیمز جیمز یک روز در هفته را با او و مادرش سپری می کند، و او متوجه می شود که جایگاه او در زندگی جیمز همانند دختر "دیگر" او ست. دانا نسبت به چاریس و صمیمیتی که با جیمز دارد حسادت می کند و کنجکاوی او را وادار می کند که بخواهد با چاریس آشنا شود. دانا خود را در موقعیت های مختلفی قرار می دهد تا با چاریس ملاقات کند و سرانجام دانا به او علاقه مند می شود. چاریس قسمت دوم رمان را روایت می کند. مادر او، لاورن، 14 ساله بوده است که با جیمز دیدار می کند و پس از مدت کوتاهی با هم ازدواج می کنند.

دانا همیشه با آگاهی از اینکه دختر "دیگری" پدرش است بزرگ شده است. در حالی که او و مادرش، گوئن، به طور منظم از حمایت مالی جیمز برخورداراند و جیمز مرتب به آن ها سر می زند، این دو همیشه مجبور بوده اند با یادآوری این نکته زندگی کنند که در درجه دوم اهمیت نسبت به چاریس و مادرش هستند. هزینه این پنهان کاری تنها ماهیت مالی و عاطفی نداشته است. اکنون که دانا و چاریس در سنی هستند که باید به فکر برنامه های دانشگاهی و مشاغل تابستانی خود باشند، دانا به خصوص حضور چاریس را در زندگی اش احساس می کند. پدرش به او اجازه نمی دهد در مکانی کار کند یا در هر فعالیت فوق برنامه ای شرکت کند که چاریس قصد انجام آن را دارد. دانا و گوئن نمی توانند در مکان عمومی حرفی از جیمز بزنند و یا به جایی بروند که نزدیک چاریس و مادرش باشد و در نتیجه آنها زندگی بسیار منزوی دارند.

 

شما کدامیک از کتاب های معرفی شده را خوانده اید و بنظر شما چه کتاب های دیگری را می توان به عنوان یک رمان فمینیستی در نظر گرفت؟

 

مطالبی که در سایت "فصل یک" قرار می گیرند و همچنین امکانات سایت همه حاصل تلاش، صرف هزینه و وقت فراوان است. در صورتی که تمایل داشته باشید می توانید به سایت "فصل یک" به شیوه های مختلف یاری نمایید تا بتوانیم مطالب و امکانات بیشتری برای شما کاربران عزیز فراهم کنیم.

همیاری به فصل یک

"فصل یک" را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه کاربران    
0/2000
انواع کتاب