انواع کتاب

نویسندگی: 7 نکته برای نوشتن فصل اول رمان

نویسندگی: 7 نکته برای نوشتن فصل اول رمان
۱ دی ۱۳۹۸ Fatemeh Monfared

احتمالا شما هم به عنوان یک نویسنده نوعی حس رعب و وحشت را هنگام شروع نوشتن داستان تجربه کردید و با این سوال در ذهنتان مواجه شدید که از کجا شروع کنم؟ یک فصل اول عالی برای داستان می تواند بیشتر از بقیه فصل های داستان به موفقیت کل رمان کمک کند. اینکه چطور داستان خود را آغاز می کنید باعث میشود که خوانندگان از همان صفحات اول کتاب جذب داستان شوند. در اینجا 7 نکته کلیدی که به شما کمک می کند شروع بهتری داشته باشید آورده شده است:

1. در برابر ترس مقاومت کنید 

اگر دچار تنش باشید از استعداد درونیتان نمی توانید بهره مند شوید، بنابراین قبل از هر چیز ذهن خود را آرام کنید. سردبیران به دنبال یک نوشته بی عیب و نقص نیستند. آن چیزی که می تواند نظر دیگران را جلب کند وجود صداقت، اصالت و شجاعت در نوشته شماست. این همان چیزیست که دیگران از نوشته شما انتظار دارند و شما درصورتی می توانید چنین چیزی را ارائه دهید که جایی را برای خطا و اشتباهات خود لحاظ کنید، تنها در این صورت است که می توانید افکارتان را رها کنید. بد و خوب را کنار هم بگذارید و در مرحله بعد به نوشته خود نظم دهید.

دوم اینکه به یاد داشته باشید که چه کسی هستید و چرا این کتاب را می نویسید. کتاب شما چیست؟ چه هدفی را در بر می گیرد؟ پاسخ های خود را بنویسید و هر زمان که مشغول نوشتن می شوید، به آنها مراجعه کنید. (هیچ ایرادی ندارد که بخواهیم یک کتاب را صرفاً برای سرگرمی مردم بنویسیم.)

و سوم، طرح کلی داستان را برای خود تشریح کنید، حتی یک چارچوب تقریبی، چشم انداز دقیق تری برای شروع در اختیار شما قرار می دهد و ذهن شما را از قید و بند رها می کند. طرح کلی شما می تواند یک لیست ساده از اتفاقاتی باشد که قرار است رخ دهد، یا می تواند یک روایت دقیق و جزئی از همه موضوعات طرح کلی و نحوه ارتباط آنها با هم باشد. دانستن مسیر داستان ذهن را از مسائلی که به روند کنونی داستان مرتبط نیست رها می کند. 

2. زمان روایت و زاویه دید خود را مشخص کنید

بیشتر خوانندگان کاملاً نسبت به زمان روایت و زاویه دید غافل هستند و تنها به داستان اهمیت می دهند. آیا ارزش خواندن دارد؟ سرگرم کننده است؟ اما شما به عنوان یک نویسنده باید زمان روایت و زاویه دید خود را با دقت در نظر بگیرید و فصل اول وقت این تصمیمات است. قبلاً این انتخاب ساده بود. می توانستید یکی از این موارد را انتخاب کنید:

  • اول شخص: وقتی که راوی از ضمایر «من، خودم و یا خود من» استفاده می کند تا به داستان بپردازد.
  • سوم شخص محدود: این زاویه دید محدود به یک شخصیت است. راوی تنها تجارب آن یک شخصیت را درک می کند.
  • دانای کل: راوی در این نوع روایت، دانش و زاویه دیدی فراگیر دارد و از هر چیزی که در دنیای داستان اتفاق می‌افتد آگاه است.

... و همیشه هم از زمان گذشته استفاده می شد.

اما امروزه در رمان ها از زاویه دید و حتی زمان های متفاوتی همراه با هم استفاده می شود. مثلا می توانید در یک داستان از چند زاویه دید استفاده کنید اما این را تنها محدود به قهرمان های داستان خود کنید. یا اینکه مانند جان گریشام زاویه دید را از شخصیت اصلی به سمت شخصیت بد داستان برای یک یا دو پاراگراف تغییر دهید (برخی منتقدان این عمل را نوآورانه خوانده اند، در حالی که برخی دیگر آن را ناشی از تنبلی می دانند). همچنین شایان ذکر است که مطالعات نشان داده است که خوانندگان مسن تر زمان گذشته را ترجیح می دهند، در حالی که جوانترها به زمان حال تمایل دارند. 

معمولا توصیه می شود که اولین رمانتان را به اول شخص و زمان گذشته بنویسید. این رویکرد برای هزاران رمان اول کار کرده است، اما من می گویم هر کاری که به نظرتان درست است را انجام دهید. توصیه من به شما این است که اگر زمان حال یا گذشته را انتخاب می کنید در تمام طول روند داستان آن را بکار برید. به همین ترتیب فلاش بک و فلاش فوروارد را برای رمان های اول توصیه نمی کنم. 

نکته این است که شما می خواهید خوانندگانتان احساس کنند که نوشتار شما روان است. شما نمی خواهید آنها را سردرگم کنید، و ساده ترین راه برای انجام این کار ایجاد چالش های کمتری برای خودتان است.

اگر هنوز نسبت به انتخاب زاویه دید و زمان روایت اطمینان ندارید، این تکنیک ها را امتحان کنید:

به قفسه کتاب خود نگاهی بیاندازید و برخی از رمان های مورد علاقه خود را بررسی کنید. چه زاویه دیدی و زمانی برای روایت انتخاب شده است، و چرا فکر می کنید این نویسندگان این رویکردها را انتخاب کرده اند؟

تمرین کنید. صحنه ای را با استفاده از اول شخص، سوم شخص محدود و سپس دانای کل بنویسید. کدام یک بنظرتان بهتر است؟

فراموش نکنید که باید نیازهای داستان خود را نیز در نظر بگیرید. اگر قصد دارید داستان شما همزمان در چند مکان رخ دهد، تقریباً به بیش از یک زاویه دید احتیاج دارید.

و اگر هنوز شک دارید، فقط رویکردی را انتخاب کنید و شروع به نوشتن کنید. به یاد داشته باشید، در صورت نیاز همیشه می توانید بعداً آن را تغییر دهید.

3: یک شروع طبیعی داشته باشید.

وقتی رمان خوبی را می خوانید، به نظر می رسد همه چیز خیلی طبیعی از همان جمله اول شروع می شود. اما وقتی تصمیم به نوشتن رمان خود می گیرید، متوجه می شوید که انتخاب های شما بی حد و حصر است، و این می تواند فلج کننده باشد. با این حال، رمان شما باید از اولین صحنه ای که انتخاب می کنید، جریان یابد.

به زندگی واقعی فکر کنید. هر قسمت مهم در زندگی شما بدون هیچ پیش زمینه ای به وجود نیامده است. از قبل اتفاقاتی رخ داده است که آن ها را شکل داده و بعدها نیز در نتیجه اتفاقاتی رخ داده است. به همین صورت به رمان خود فکر کنید. شخصیت ها گذشته و آینده دارند (مگر اینکه شما قصد کشتن آنها را داشته باشید). مکان ها نیز گذشته و آینده دارند. بنابراین، هر نویسنده ای از جایی در میانه به درون داستان خود وارد شده است. دانستن این امر می تواند در انتخاب نقطه شروع کمک کند. برادران گریم داستان هانسل و گرتل را از لحظه تولد آن ها آغاز نکردند. آنها به خوبی می دانستند که ما به چیزی جز آنچه که اکنون برای این قهرمانان کوچک در حال رخ دادن است اهمیتی نمی دهیم.

اگر مطمئن نیستید که از کجا شروع کنید، صحنه ای را انتخاب کنید که می خواهید بنویسید اما هنوز نمی دانید در کجای داستان آن را قرار دهید و نوشتن آن را شروع کنید. ممکن است فصل اول خود را در همانجا کشف کنید.

در اینجا چند استراتژی دیگر وجود دارد که می توانند به شما در انتخاب یک نقطه شروع کمک کنند:

طرح کلی یک یا دو شخصیت داستان خود را بنویسید. شما به هر حال به آنها احتیاج دارید، و دست گرمی خوبی برای شروع فصل اول هستند. از خود بپرسید: وقتی برای اولین بار با این شخصیت آشنا می شویم مشغول چکاریست؟ آن صحنه را بنویسید، ممکن است نقطه شروع فصل اول را در همین جا پیدا کنید.

برای فصل یک، ایده پردازی کنید و ببینید چه چیزی بوجود می آید.

حقیقت این است که احتمالاً می توانید یک داستان عالی را از هر نقطه ای شروع کنید. اگر بین دو تا سه نقطه شروع شک دارید، یکی را فقط بصورت شانسی انتخاب کنید و ادامه دهید.

توصیه می کنم که برای اولین پیش نویس فصل اول خود سخت نگیرید. نکته مهم در این مرحله شروع است.

4: یک شخصیت قوی را از همان ابتدا معرفی کنید.

این مرحله ممکن است واضح به نظر برسد، اما بسیاری از نویسندگان که سعی دارند اولین رمان خود را بنویسند شخصیت اصلی را در خفا نگه می دارند با این امید که خواننده را جذب داستان کنند. اینکه چند شخصیت فرعی در مورد شخصیت اصلی صحبت کنند می تواند یک تکنیک فوق العاده در مقطعی از داستان باشد اما در ابتدای رمان شما اینطور نیست.

هنگام طراحی فصل اول، وضعیت (های) شخصیت های خود را تعیین کنید. آنها در ابتدا چه می دانند؟ آنها در روند داستان چه چیزی یاد می گیرند؟ دنیای آنها برایشان چه معنی دارد؟ شخصیت پردازی یکی از مهمترین ابزارهای ادبی در داستان نویسی است که به شما در خلق و معرفی شخصیت های داستان به خوانندگان کمک می کند.

قوی ترین شخصیت داستان شما کیست؟ مواظب باشید؛ این یک سوال انحرافی است. شخصیت اصلی می تواند فرد ضعیفی باشد، اما حضور او باید به همان اندازه یک قهرمان قوی باشد. نترسید که به شخصیت اصلی خود از همان ابتدای داستان عمق دهید. بعداً چیزهای بیشتری در مورد او خواهید یافت و در صورت لزوم می توانید همیشه تجدید نظر کنید.

5: فضاسازی و توصیفات را خلاصه کنید.

خطای شایع دیگری که بسیاری از رمان نویس های مشتاق مرتکب آن می شوند، تلاش برای ایجاد صحنه ای با عمق بیش از حد است. همه چیز را در ذهن خود تصور می کنید: رنگ ها، صداها، طعم ها و احساسات. شما می خواهید خوانندگان شما نیز همه این ها را تجربه کنند. شما باید از بعضی اطلاعات و توصیفات بطور سرسری رد شوید. خوانندگان به شما اعتماد خواهند کرد تا بعداً تمام اطلاعات لازم را پر کنید. آنها می خواهند یک احساس کلی نسبت به فضای داستان کسب کنند. بعداً (در صورت تمایل) همه چیز راجع به خانه، خیابان، همسایگان و ... را می توانید تشریح کنید اما برای شروع چند جمله کفایت می کند.

حال ممکن است اعتراض کنید و رمان هایی مانند "خوشه های خشم" از جان استینبک را به عنوان مثال ذکر کنید که با توصیفات زیادی از مکان آغاز شده اند. در این کتابها به مکان با همان دقت یک شخصیت پرداخته شده است، و به طور موثر به عنوان یک شخصیت نیز مورد استفاده قرار می گیرند. با این حال، محیط به شکلی که شخصیت ها با آن ارتباط می گیرند ارائه می شود.

روش دیگر برای فضاسازی، نشان دادن احساس یک شخصیت در مورد آن است. در داستان جنایت و مکافات داستایفسکی، راسكولنیكف نسبت به ثروت اطراف خود در سن پترزبورگ اظهار انزجار می كند، و این نکته بلافاصله ما را نسبت به او در حالت آماده باش قرار می دهد. محیط و فضا باید در خدمت شخصیت باشد و به تنهایی کارایی ندارد.

6: به فصل اولتان یک طرح داستانی یا پیرنگ جزئی اختصاص دهید.

جای تعجب نیست که فصل اول بسیاری از رمان های بزرگ بصورت گزیده در مجلات چاپ شده اند و در اصل به عنوان داستان کوتاه ارائه شده اند. هر فصل از جمله فصل اول باید طرح خودش را داشته باشد. از آنچه در مورد داستان گویی می دانید استفاده کنید تا بتوانید در داستان خود یکی از موارد زیر را ایجاد کنید:

  • ایجاد کشمکش: به شما توصیه می کنم که از همان ابتدای داستان کشمکشهای زیادی را وارد روند داستان کنید. مشکلی را انتخاب و آن بزرگ کنید.
  • روی اکشن متمرکز شوید: اگر شخصیت های شما فوق العاده باشد و فضاسازی خوبی هم انجام داده باشید اما اتفاق خاصی رخ ندهد خوانندگان خود را از دست می دهید. به همین دلیل است که توصیه می شود داستان خود را از میانه شروع کنید. پیشینه داستانی شخصیت هایتان را به بعد موکول کنید و بلافاصله با اتفاقی هیجان انگیز داستان را شروع کنید تا خوانندگان با شما همراه شوند. 

قاطع باشید. یک راه عالی برای انجام این کار این است که شخصیتتان در داستان بطور قاطع برای کاری تصمیم گیری کند.

اجازه دهید که اتفاقات در طول فصل بسط پیدا کند. بهتر است که فصل اول را با حس خاتمه پایان دهید. از آنجا که خوانندگان می دانند که این تنها فصل اول داستان است به صحت این خاتمه شک می کنند.

7: جسور باشید.

مهمترین کاری که باید هنگام نوشتن فصل اول انجام دهید این است که بهترین مطالب خود را در آنجا قرار دهید. در معرفی داستان خود فروتنانه رفتار نکنید، آن را با شکوه ارائه دهید. جلوی خودتان را نگیرید! لحن داستان را مشخص کنید و آن را از آن خود کنید. می خواهید با استفاده از مطالب عالی، یک کتاب کامل بنویسید. اطمینان داشته باشید که هر زمان که بخواهید می توانید ایده های فوق العاده ای برای صحنه های اکشن و احساسی ایجاد کنید.

اگر کار خود را بدرستی در فصل اول انجام دهید، خوانندگان شما نه تنها در طول داستان باقی می مانند، بلکه منتظر ادامه داستان در جلدهای بعدی خواهند بود!

مطالبی که در سایت "فصل یک" قرار می گیرند و همچنین امکانات سایت همه حاصل تلاش، صرف هزینه و وقت فراوان است. در صورتی که تمایل داشته باشید می توانید به سایت "فصل یک" به شیوه های مختلف یاری نمایید تا بتوانیم مطالب و امکانات بیشتری برای شما کاربران عزیز فراهم کنیم.

همیاری به فصل یک

"فصل یک" را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه کاربران    
0/2000
انواع کتاب