ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
نامه های مخفی 5 در حال تایپ

نامه های مخفی

۲۱ اسفند ۱۴۰۳

دختری دانشجو که یک روز به یک گنجشک که در مکان مخفی اش از درخت افتاده بود کمک می کند و از آن به بد از یک شخص ناشناس نامه هایی در مکان مخفی اش پیدا می کند

5 19 5 K
ملال ما 1 در حال تایپ

ملال ما

۲۱ اسفند ۱۴۰۳

«در زبان فرانسه، کلمه ای هست به نام «Tasian Le« به معنای حجم زیادی از غم و اندوه. در حدی که مغز پاسخ منطقی برای کنترل شرایط نداره و قلب از شدت اندوه زیاد احساسات درستی ارائه نمیده.» ً چه میدانستند چه زمانی و چه روزی به این نقطه می رسند اما میدانستند که اون روز زیاد دور نیست. ?...ملال ما...?

0 0 189
شهر بی یار 0 در حال تایپ

شهر بی یار

۲۱ اسفند ۱۴۰۳

داستان زندگی شبنم

0 0 0
صدای تــو 5 در حال تایپ

صدای تــو

۱۹ اسفند ۱۴۰۳

سی کیو، سی کیو کسی صدای منو میشنوه؟ تکرار میکنم کسی صدای منو میشنوه؟ اگه کسی هست جوابمو بده.

2 1 1.4 K
رومنس یا تراژدی 3 در حال تایپ

رومنس یا تراژدی

۱۸ اسفند ۱۴۰۳

اینکه یک مطلقه ی بیکار شده بودم نتیجه ی تصمیم گیری نادرست من بود؛ شاید هم فقط بد شانسی آورده بودم. انگار کائنات برای نابودی من دست به دست هم داده بودند. فهمیده بودم که گاهی میانبر زدن گناه است. همه ی دردسر هایی که بشر می کشد از لحظه ی انتخاب یک مسیر شروع می شود ؛ دردسر های من هم از آن روز شروع شد. دقیقا هشت سال و نه ماه پیش . اما بزرگترین آسیب را یک سال پیش , وقتی تصمیم گرفتم برای استفاده از شرایط رینگ استریتی وارد ازدواج قراردادی با هم کلاسی ام بشوم , به زندگی ام وارد کردم . اما در دل بدشانسی و سوءتفاهم ، عشق جدیدی رویید . عشقی که همه ی زندگیم را تغییر داد . این عشق را مدیون اولین سفر زندگیم به عنوان یک مطلقه هستم .

0 0 1.2 K
تو نقش اصلی ماجرای منی ... 6 در حال تایپ

تو نقش اصلی ماجرای منی ...

۱۸ اسفند ۱۴۰۳

درمورده یک دختر کتاب خوان است که هر روز وقت خود را در تنها کتابخانه قدیمی شهرشان میگزراند ... که یک روز به کتابی بر می خورد که صفحات آن خالی است ... ولی در صفحه ی اول آن این جمله نوشته شده بود : ( تو نقش اصلی ماجرای منی ... )

11 9 1.9 K
عشق در زنجیر تعصب 1 تمام شده

عشق در زنجیر تعصب

۱۷ اسفند ۱۴۰۳

داستان درباره دو عاشق است که سبب تعصب قومی و زبانی از هم جدا می شوند پسر اعدام و دختر عروسی میکند

0 0 3.2 K
گندم زار نقره فام 1 در حال تایپ

گندم زار نقره فام

۱۶ اسفند ۱۴۰۳

داستان در یک روستای دورافتاده اتفاق می‌افتد که با یک آفت مرموز و ویرانگر روبرو شده است. در این شرایط بحرانی، تام، کشاورزی دلسوز و مصمم، به دنبال راهی برای نجات خانواده و روستای خود می‌گردد.

0 0 515
هارتموس و ستاره سرخ 6 در حال تایپ

هارتموس و ستاره سرخ

۱۴ اسفند ۱۴۰۳

رامبل نمی‌دانست چه اتفاقاتی قرار است برایش بیفتد. همه‌ی اینها از زمانی شروع شد که به پریکنر، پایتخت امپراطوری رسید. حالا او درگیر دشمن‌های جدی‌ای شده بود. از دوستداران حکومت بگیر تا هیولاها و انتقام‌جویان باستانی. آیا رامبل به همراه دوستش جیمی می‌تواند از پس تمام این اتفاقات بر بیاید؟

0 0 11.6 K
اَزرائیل_شوالیه سنت لوییس 7 تمام شده

اَزرائیل_شوالیه سنت لوییس

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

برای اَزرائیل هیچ چیز تغییر نکرده با ترور شهردار ،عفونت این شهر دوباره بیرون زد مسئول های فاسد،پلیس های بد... و شنل پوشی دیگر که در سنت لوییس ظهور کرده بود

1 6 3.9 K
اَزرائیل_برخواسته از غبار 5 تمام شده

اَزرائیل_برخواسته از غبار

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

این شهر که سال های زیادی است که طعم صلح و آرامش را نچشیده. یک اتفاق ، یک گلوله و یک مرگ همه چیز را تغییر داد در انتهای شب ماه طلوع میکند .

1 2 2.1 K
به سمت نور بیا ! 2 تمام شده

به سمت نور بیا !

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

تا حالا درباره عشق های یک طرفه شنیدید ؟ این داستان یکی از اونهارو روایت میکنه ! خون آشام ها به نور خورشید حساس هستند و باعث ضعیف شدن و در نهایت مرگ اونها میشه اما اگه یک خون آشام عاشق خورشید بشود چه اتفاقی میفتد ؟

1 6 1.2 K
تابلو فرش زندگی من 1 تمام شده

تابلو فرش زندگی من

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

میگن آدما توی خاطراتی که باهامون میسازن ذخیره میشن. ولی تو انگار توی تمام بو های خنک، تمام رنگ های شاد و شیرین، توی تمام طعم های ترش و ملس زندگیم ذخیره شدی. «امان از دست تو...»

0 4 1 K
پژواک مرگ 1 در حال تایپ

پژواک مرگ

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

چرا نمیگی کی هستی؟ تالار مهمان قصر سال هاست که ازبین رفته. بعد از مرگ پادشاه همه چیز توی سالسکی عوض شده...... صدای جیر جیر کرکنندهٔ چنگناله ها و بلافاصله صدای جیغ حیواناتی که در حیاط قصر روانه شده بودند طنین انداز شد و رهام را از ادامه ی حرفش باز داشت... چنگاله ها پرندگان وحشی و درنده ای بودند که همراه نوای کریحشان رعب و وحشت را از کیلومتر ها فاصله در دل هر موجود زنده ای، زنده میکردند. شنیده شدن صدای چنگاله حاکی از شکست بود، حاکی از نا امیدی تنها امید مردم «فالکی»*.

0 1 1.8 K
تست 0 در حال تایپ

تست

۱۰ اسفند ۱۴۰۳

بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببییبیبی بی بیبیبیبیبیبی بی بیبی

0 0 0
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.