ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
ممکنه خاطراتم باهاش پاک شه؟ 1 در حال تایپ

ممکنه خاطراتم باهاش پاک شه؟

۱۴ فروردین ۱۴۰۴

هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست ... هه این هستم دختری که میترسم اگه حافظه ام ... شایدم هم پاک نشه . هه این تو اون رفیق رو نباید یادت بره خاطراتی که باهاش داشتی حتی خواهرت هه سان اگه ... اگه ... شاید هم اتفاق نیوفته شاید حتی هه سو هم بب ب خواد منو بکشه نمی دونم باید ببینم چی میشه انتخاب خیلی سخت میشه نمی تونم انتخاب کنم بهش بگم ؟ اما شیاطین دارن کارمو خراب میکنن

0 0 321
در تابوت 1 تمام شده

در تابوت

۱۳ فروردین ۱۴۰۴

از خاک گرفته شده‌ای، زیرا که تو از خاک هستی و به خاک خواهی برگشت... نظراتتون خوشحالم می‌کنه :)

0 0 550
جادوگر پیر(عشق و خون) 5 در حال تایپ

جادوگر پیر(عشق و خون)

۱۱ فروردین ۱۴۰۴

من می‌خواهم این رمان را برای نشریات بفرستم لطفا نقد یا اگر خوشتان آمده تایید کنید. همه چیز آرام می‌گذشت و زندگی در جریان بود. راف پنجاه و پنج را رد کرده بود و می‌خواست طعم ملس بازنشستگی را بچشد و باقی عمرش را پشت تلوزیون درحالی که نوشابه دستش است بگذراند و تیکه‌های آخر پازل رمانش را کامل کند. رمانی که پیش از اینکه پایان یابد با تحقیرهای همسرش النا کنار گذاشته شده بود و حال تیکه آخر پازل رمانش، آتش زدنش بود. اما وقتی خواست حاصل عمرش را آتش بزند..... (تجربه جدید با داستان تخیلی جادوگر پیر ....) لطفا بخوانید و نقد کنید تا بتونم کار رو اصلاح کنم و نگاههای جدید را در نظر بگیرم.

4 11 6.7 K
ویرانگر درون 1 در حال تایپ

ویرانگر درون

۱۰ فروردین ۱۴۰۴

رضا ۲۸ ساله، مردی باهوش و حساس است که از هنر به عنوان راهی برای بیان احساسات و فرار از محدودیت‌های زندگی استفاده می‌کرد. ولی سخت‌گیری‌های پدرش، مردی سنتی و مقتدر، باعث شد تا رضا از علاقه‌اش دست بکشد و وارد مسیر شغلی‌ای شود که برایش ارزشی نداشت. این موضوع سبب سرخوردگی و شکست او در زندگی شد، ولی همچنان در دلش شعله‌ای از امید برای بازگشت به هنر و روزنامه‌نگاری باقی مانده بود. در خانواده‌اش، اتفاقاتی تلخ مانند مرگ مادر یا از دست دادن خانه دوران کودکی، او را مجبور کرد تا دوباره به نوشتن روزنامه و بیان حقایق بازگردد. رضا در شهری زندگی می‌کند که فساد و تاریکی بر همه جا سایه افکنده است، و همین موضوع الهام‌بخش کارهای روزنامه‌نگاری‌اش می‌شود. با این حال، تلاش‌های او برای افشاگری و بیان حقایق، همیشه به شکست ختم می‌شود، زیرا سیستم فاسد او را به حاشیه می‌برد. اما یک‌ شب

0 0 353
گیلار_قسمت اول《 دار 》 8 تمام شده

گیلار_قسمت اول《 دار 》

۶ فروردین ۱۴۰۴

از وقتی که وارد این روستا شدم اتفاقات عجیبی میفتادند ، بعضی بهش میگفتند ماورالطبیعه اما باید دلیل دیگه ای هم باشه ، باید توضیحی باشه ، باید راهی باشه !

2 3 5.9 K
تالار وحشت ۱: غریبه مزاحم 33 تمام شده

تالار وحشت ۱: غریبه مزاحم

۳ فروردین ۱۴۰۴

هنگامی که جک به مهمانی می آید، از دیدن دوقلوی همسان خود شوکه می شود. مشکل این است که جک دوقلوی همسان ندارد. برادر واقعی اش حتی شبیه به او هم نیست. به نظر می رسد مهمانی امشب در تالار وحشت برگزار می شود.

0 1 27.5 K
در میان مه 10 تمام شده

در میان مه

۲۴ اسفند ۱۴۰۳

در شهر کوچک پورت روون، جایی که مه غلیظ، جنگل‌های تاریک و اقیانوس آرام حس انزوایی مرموز را به وجود می‌آورد، آرامش همیشه چیزی شکننده بود. پورت روون، با خیابان‌های کم‌نور و خانه‌های چوبی‌اش، مثل زمزمه‌ای آرام در میان سایه‌ها به نظر می‌رسید. اما این آرامش، چیزی بیش از یک نقاب نبود.

2 1 7.1 K
نمیدونم 0 در حال تایپ

نمیدونم

۲۴ اسفند ۱۴۰۳

دو دختر دوقلو

0 0
همتون میمیرید                  evil god : you will die too  28 تمام شده

همتون میمیرید evil god : you will die too

۸ اسفند ۱۴۰۳

وقتی مرگ از رگ گردن به انسان ها نزدیک تر است ، وقتی نیرویی شرور قصد کشتن آدمها را دارد ، و زمانی که تلاش مذبوحانه قربانیان چون بال زدن حشره ای در تار عنکبوت است ، مرگ چیره می شود ، گوشت با طعم آدرنالین !!

4 0 35.2 K
حسادت مرگبار 2 تمام شده

حسادت مرگبار

۴ اسفند ۱۴۰۳

دیانا که همیشه مورد تحسین بود، با ورود النا احساس می‌کند جایگاهش در خطر است. حسادت آرام‌آرام او را به وسواس و تعقیب النا می‌کشاند تا اینکه یک شب سرنوشت‌ساز النا ناپدید می‌شود. اما آرامش به دیانا بازنمی‌گردد—صداها، سایه‌ها و پیام‌هایی از النا او را در مرز جنون و واقعیت رها می‌کنند. آیا النا هنوز زنده است، یا حسادت دیانا را به نابودی کشانده؟

1 2 1.1 K
تابلو نقاشی 1 تمام شده

تابلو نقاشی

۱۶ بهمن ۱۴۰۳

وقتی به چشم‌هایش نگریستم، تمام حواسم معطوفش شد. بی اختیار تابلو را خریدم بی آنکه متوجه نگاهش شوم.

0 0 533
دنیایی غریب 2 در حال تایپ

دنیایی غریب

۱ بهمن ۱۴۰۳

پسری در عرض نصف روز متوجه ناپدید شدن خانواده و مردم شهر میشود..

1 1 1.4 K
دختری با موهای قرمز 2 در حال تایپ

دختری با موهای قرمز

۲۵ آذر ۱۴۰۳

زل زده بود به سقف اتاقش و به خیلی چیز ها می اندیشید...به این می اندیشید که چگونه ، چرا و چطور؟؟

1 0 276
گوتیگ دیزنی جلد یک لنگه کفش شوم 2 در حال تایپ

گوتیگ دیزنی جلد یک لنگه کفش شوم

۲۱ آذر ۱۴۰۳

الا سن کمی داشت که پدرش رو از دست داد همراه مادرخوانده و خواهرخوانده هاش بزرگ شد. تا اینکه در سن نوزده سالگی خبر می‌رسه که پرنس چارمینگ قصد داره دوباره ازدواج کنه و شایعاتی پخش میشه که اون قراره همسر آینده اش روی توی یکی از مهمانی های شبانه پیدا کنه الا خودش رو به اونجا می‌رسونه غافل از اینکه پرنس دنبال عروس نیست بلکه دنبال یک...

0 0 913
کله آژیری 1 در حال تایپ

کله آژیری

۹ آذر ۱۴۰۳

فردی که به دلیل مشکلات مالی مسئولیتی را قبول میکند که کابوس وار ترین شب زندگی اش را برایش رقم میزند.....

0 0 1.6 K
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.