داستان دنیای زامبی از زبان سرباز

داستان دنیای زامبی از زبان سرباز

Amigib نویسنده : Amigib در حال تایپ

داستان های مشابه

هیچکس نباید وارد آن جنگل بشود! هیچکس!

سلام من الیاسم من تو سرزمینی به دنیا آمدم به اسم سنگ هایی ...

سه تا پسر به نام های عماد،پدرام،بهنام که باهم زندگی می کنند ...


این زامبی‌ها دارای قدرت‌های فوق العاده بودند و تمام تلاش خود را برای شکار و تغذیه از گوشت انسان‌ها می‌کردند. با تلاش و همکاری تیم، ما توانستیم این حملات را دفع کنیم و پایگاه را از زامبی‌ها پاک سازی کنیم. هر روز، تعداد زامبی‌های جدید به پایگاه حمله می‌کردند و ما باید با استفاده از تمام منابع و تجهیزات نظامی، خودمان را در برابر آن‌ها دفاع می‌کردیم. بخش فنی پایگاه نظامی، در تلاش بود تا چارچوبی برای مقابله با این وضعیت بسازد. در همین حال، ما به عنوان سربازان، به دنبال راه‌هایی برای کاهش تعداد زامبی‌ها و نجات جان خود بودیم. او در حال حاضر در وضعیت بحرانی بود و پزشکان پایگاه همچنان در تلاش بودند تا روش درمان مناسب را پیدا کنند. به محض اینکه شب شد، حملات زامبی‌ها به پایگاه نظامی به شدت افزایش یافت. ما در حال فرار به سمت خروجی پایگاه بودیم و همچنین سعی می‌کردیم همسفر زخمی را هم با خود ببریم.
ژانرها: تخیلی / ترسناک
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.