جزوه عشق : وحشت عشق 

نویسنده: mohamadrezaeshghiii

آید آن روز که من فاش کنم سر درون
غم وصلت بکنم از دل و کاشانه برون

آید آن روز که شاهد شوی دیوانگی ام
تو بپرس در دل شب قیمت این عاشقی ام

تا که زین سوز عظیمم خبرت داد دلم
به دل آرامی و مهرت حذرت داد دلم

گر کنون این دست عقلم خفته است
از هراس مردم بی پیشه و نا پخته است

فکر این نیست عشقم در زمینت جا نگیرد
ترسم از عشقی فزون است در ضمیرت جا نگیرد

**
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.