جزوه عشق : ای خدا
3
40
1
86
خداوندا به فریاد دلم رس
ز دنیا خسته ام داد دلم رس
خداوندا ندانم دل کجا رفت
به سوی آن کدام گیسو طلا رفت
خداوندا تو دانی قصد این راز
عجب معرکه و سری است این راز
خداوندا تو دانی عاقبت را
تو کاری کن نبینم آتشت را
خداوندا به راهت قدرتم ده
ز سستی کج رهی هم طاقتم ده
خداوندا ننامم خود به بنده
که بودم طالب نفسی چو برده
خداوندا ز عمر پر بطالت
نبستم کوله ای با رنج و راحت
خداوندا اجل را فرصتی گو
که در راهت شوم جز این و آن سو
خداوندا تو عشقی را رسانم
ز عشقش نغمه ای بر لب بخوانم
**