جزوه عشق : بهار

نویسنده: mohamadrezaeshghiii

صبا پر کشید بر قدوم بهار 
نداشت از طبیعت نه ننگ و نه عار
ز جان زنده کرد سر به سر کوه و دشت 
درودی بداد هر که بود ناز شصت 
زمین رنگ ها به دامان گرفت 
ز سبز و سپید و سرخی گرفت 
بشد رنگ در رنگ ارغوان 
به شادی زدند چهچهه مرغکان 
کنون وقت عیش و می و یار شد
چو که روزگار از قضا یار شد
هوایی لطیف و دل انگیز شد 
چو جام شرابی که لبریز شد
ز آزادی زن زندگی شوکت است 
که آبادی مرد میهن برکت است 
بهار آمد و زندگی حرکت است 
خوشا بر تو که عشقی پاکت است 
،
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.