این داستان در باره یک جادوگر تبعیدی است که در اندیشه ارزش ...
دوباره صبح شروع شد و باید به خیابان میرفت ، گل ها را به دست ...
پاییز بود.. ساعت های دوازده.. همون کافه معروف.. ثانیه ها م ...
آیا از گزارش این داستان اطمینان دارید؟
برای "" باید وارد حساب کاربری خود شوید.