آغوش مرگ

آغوش مرگ

poorahmadparya705 نویسنده : poorahmadparya705 در حال تایپ

داستان های مشابه

مهرخ، زنی پا به سن گذاشته به کرمانشاه و خانه تنها قوم و خویش ...

سایه هایی که پیشش بود، ان سایه ها فقط با ماسک هایشان با او ...

متن کوتاهی مرتبط با مردی که نام او فاش نمی شود . 4 ماه است ...

نه نگاه پر مهر مادر و نه آغوش گرم پدر این دوتا و تا وقتی نداشته باشی میفهمی چقدر مهمن.
من نداشتم هیچ وقت هم قرار نیست داشته باشم ولی خب هرکاری هم بکنی بعضی چیزا چه بهای چه نخوای عقده میشه تو دلت.
من هم فقط یه آغوش می خواستم و همون آغوش منو کشت.
ژانرها: جنایی / درام
تعداد فصل ها: 0 قسمت
    فصل ها

    فصلی تاکنون اضافه نشده است.

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.