آینه:دریچه ای به دنیای موازی؛دیدار با همزاد

دُنـــــیـای آیـِـنـِہ ها✧ : آینه:دریچه ای به دنیای موازی؛دیدار با همزاد

نویسنده: hosna_parsa9197

وقتی بچه بودم،از دوستانم شنیدم که اگر جلوی آینه بایستی و بگذاری ۱۰ دقیقه بگذرد میتوانی همزادت را در دنیای آینه ها ببینی.من هم تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم.یک روز که در خانه تنها شدم صندلی ام را جلوی آینه گذاشتم و نشستم.۲ دقیقه گذشت،اتفاقی نیافتاد.۵دقیقه گذشت،اتفاقی نیافتاد.کم کم به خواب فرو رفتم.
ارام ارام چشمانم را باز کردم.دیدم که انعکاس من پشتش به من است.شوکه شدم.به روی آینه زدم.انعکاس یک دفعه برگشت.هم من ترسیدم و هم او.گفت:《وای خدای من! منِ تازه کار دوباره لو رفتم و همزادم فهمید.این دفعه حتما رئیس اخراجم میکنه؟!.》
حیرت زده گفتم:《چی رئیس،اصلا تو توی آینه ی خونه ی ما چیکار میکنی ،چرا انقدر شبیه منی؟!》
-خب،خب،خب حالا باز مجبورم توضیح بدم.شما انسان ها وقتی خودتون رو توی آینه میبینید در واقع خودتون رو نمیبینید.توی دنیای موازی ،دنیایی به اسم《دنیای آینه ها》وجود داره.انعکاسی که توی آینه میبینید ماها هستیم،که همزاد شماییم‌.همزاد یعنی کسانی که به شدت از همه لحاظ شبیهتونن.من کارم اینه که به هر شکلی تبدیل بشم و برم پشت آینه و شما فکر کنید خودتون رو میبینید.
چه عجیب!!
-چون الان لو رفتم من دیگه نمیتونم انعکاس تو باشم و کس دیگه باید بیاد و جای من رو پر کنه
تو نمیتونی بیای توی دنیای انسان ها؟!
-نه،و الان هم باید برم
یعنی هیچ وقت نمیبینمت؟!
-سعی میکنم دوباره به دیدنت بیام،فعلا
باش،فعلا...
چندین سال بعد...
(صدای جیغ)
-ماماننن،ماماننن،یه کسی مثل من داره تو آینه تکون میخورههه
با خنده گفتم:《نترس دخترم،فکر میکنی..》
پایان??
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.