در یک کشور پر از خون خونیرزی یک جنگ بود یک جنگ داخلی بین جناح ...
گفتم چند دقیقه ای اینجا بنشین و مرا در آغوش بکش به چشمان ...
[مُضحکه ای دَر درندَشت.] _یِک 'هیچ' عَظیم بودم.کَسی که بُزرگتَرین ...
آیا از گزارش این داستان اطمینان دارید؟
برای "" باید وارد حساب کاربری خود شوید.