روزی که ستاره های ایلام گریستند،غلبه بر تاریکی

روزی که ستاره های ایلام گریستند،غلبه بر تاریکی

Yasin نویسنده : Yasin تمام شده

داستان های مشابه

...آفازی. این چیزی بود که دکترها بهم گفتن. البته من بیشتر وقت‌ها ...

قصه ای با مرگ دخترک کوچک ... فرشته مرگ !!!

ساعت های ۱۲ ظهر بود نمیدونستم ثانیه ها چطوری گذشت..

داستان زندگی من که با وجود سختی ها برای هدف و موفقیت تلاش میکنم
ژانرها: داستان کوتاه
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.