صبح‌ها در مقابل خود

صبح‌ها در مقابل خود

peyman_kalhori نویسنده : peyman_kalhori در حال تایپ

داستان های مشابه

من دریک شهردورافتاده ازایران به دنیاآمدم دلم میخواست بیشترین ...

این داستان روایتی‌ست از امپراطوری پارس؛ جایی که قدرت‌ها ...

داستان درمورد عشق به همسر است و گلدان خاطره انگیز

سلسله متن‌های کوتاه که قرار است بنویسم، بازتابی است از سفر درونی یک انسان عادی در مسیر خودشناسی ، تفکر فلسفی و تغییر. هر داستان، مثل یک آینه، احساسات، تردیدها، توهم‌ها و آرزوهای ما را نشان می‌دهد — آینه‌ای که نه فقط چهره ما را، بلکه وجودمان را نمایان می‌کند.

این نوشته کوتاه به نام چهارراه زندگی به تأملات فلسفی درباره جبر و اختیار، قطعیت و توهم، و خودشناسی می‌پردازه. داستان در ابتدا به روال معمول نگاه کردن به اطراف و چراغ‌ها اشاره می‌کنه، اما بعد سوالاتی اساسی درباره سرنوشت و تقدیر مطرح می‌کنه. اینکه اگر بدون توجه به قوانین و احتیاط‌ها عمل کنیم، باز هم سرنوشت از ما محافظت خواهد کرد؟ در مجموع، این متن یک تأمل فلسفی و انتقادی درباره زندگی، سرنوشت، خودشناسی و توهم قطعیت در دنیای مدرنه.
ژانرها: داستان کوتاه / فلسفی / واقع‌گرایی
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.