آوازه زندگی : عنوان

نویسنده: Azarakhsh00

?آوازه زندگی ?

#پارت ۱۲

یه پسر از ماشین جنسیس مشکی پیاده شد اوه چه کردیم الان چه باید کرد .
-پیاده شو خانم زدی ماشینمو داغون کردی با این لگنت چه وضعه رانندگی .
-بارانا چی کار کنیم .
-آروم باش عزیر دلم .
-هدی پیاده شو دیگه .
آهو پیاده شد و با این سرو صدا آوازه و آرام که خواب بودن بیدار شدن .
آوازه-صرو صدا چیه
-تصادف با یه ماشین میلیاردی .
-یا خدا
آهو-آقا چه خبره از چیزی نشده که داد و. بیداد می کنید .
پسره - من نمی دونم کی به شما ها گواهی نامه داده یکی باید چادرتو جمع ‌کنه بعد اون وقت با همون میای رانندگی می کنی؟
-ما با هم پیچیدیم از کجا من مقصرم .
-معلومه که شما مقصرید .صداشو بالا تر برد - من ۷ ساله دارم رانندی می کنم اون وقت توی تازه به دوران رسیده به من میگی که مقصرم آخه یکی نیست بگه تو که نمی تونی رانندگی کنی این وست ملافه دورت چیه .
دیگه عصبی شدم ارو باز کردم پیاده شدم صدامو بردم بالا .
و متوجه دو تا زن که خیلی خیلی پوشش بدی داشتن شدم که پشت دو تا از درا ی ماشین روبه رویی وایساده بودن.
- آقای به معنا محترم به چه حقی به خودتون اجازه می دید دهنتون باز شه و هر چی می تونید از اون بیرون بیارید هان از همراهتون معلومه عقایدتون چیه ا. بس دورتون جواهرای قلابی و بی ارزش بوده که نمی دونید با یه جواهر واقعی چه جوری رفتار کنید اسم بالا ترین حجاب که چادرو رو نمی دونید به اولین چیزی که توی زهنتون می یاد تشبیه می کنید
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.