به سوی نور : بخت برگشته

نویسنده: Lichkingmm

۱...
تاریکی سرزمین آدنا را در خود فرو برد.
در خرابه‌ی یک خانه،
 خش‌خش برگی که باد آن را می‌رقصاند، سکوت محض را شکست.
نوری نقره‌ای و سرد، خرابه را روشن می‌کرد، اما جز لاشه‌ی یک انسان چیزی نبود.
پوسیده و درهم‌شکسته، گویی روزها حیوانات آن را محاصره کرده بودند.
جمجمه‌اش ترک خورده و جای دندان داشت؛ کاسه‌ی چشم‌هایش پر از تاریکی بود.
یک لباس پاره و کثیف، باقیمانده‌ی استخوان‌هایش را می‌پوشاند و با هر باد تکان می‌خورد.
صدای جیرجیر از گوشه‌ای شنیده شد؛ جایی که نور نقره‌ای به آن نمی‌رسید.
موجودی ریز در کمین بود، منتظر لحظه‌ی مناسب برای گرفتن غنیمت.
آرام و محتاط، به سمت استخوان پیش می‌رفت، گاهی می‌ایستاد و اطراف را تماشا می‌کرد، گاهی صدای جیرجیر درمی‌آورد تا هر دشمن احتمالی را به واکنشی وادار کند.
انگار نمی‌خواست لحظه‌ی لذت غذا خوردن با فرار قطع شود.
بعد از لحظه‌ای، بدون مزاحمتی، به سوی استخوان پیش رفت.
برای او فرقی نداشت؛ فقط غذا می‌خواست.
دور تا دور استخوان‌ها گشت، اما ذره‌ای گوشت نیافت؛ اما دست از تلاش نکشید.
دندان‌هایش گاهی روی استخوان‌ها صدا می‌داد، اما گوشت نبود.
تا وقتی رسید به جمجمه، بو کشید، چشم‌ها را بررسی کرد و پوزه‌اش را درون آن فرو برد.
زود بیرون کشید و کرمی کوچک پیدا کرد.
آن را با لذت خورد ،
 دستانش روی لب‌هایش می‌چرخید تا باقی‌مانده‌ی مخاط‌ها را جمع کند.
در این مکان خطرناک، هیچ چیزی دور ریخته نمی‌شد.
زندگی سخت بود.
خش‌خش.
موش ایستاد، بدون حرکت، تنها چشم‌هایش در حرکت بودند، مراقب هر خطری.
چند ثانیه بعد، مطمئن شد که چیزی نیست و دوباره به چشم فرو رفت، دنبال کرم دیگری؛ 
گرسنه بود.
دندان‌هایش صیاد طعمه‌ای دیگر شدند؛ اما تلاشش ناکام ماند.
چند بار کشید،
 گردنش می‌پیچید و پایش را روی حفره‌ی دماغ و دندان تیز گذاشته بود، با تمام زورش می کشید،اما فایده ای نداشت .
موش ناگهان ایستاد 
چند ثانیه در سکوت، موش آرام گرفت و لحظه‌ای احساس خطر کرد.
همین که خواست عقب بکشد، ناگهان به داخل چشم کشیده شد؛ شکمش پاره شد و خون و کثیفی پخش شد.
باقی‌مانده‌ی او وارد جمجمه شد.
سکوت وهم‌آور خرابه دوباره حاکم شد.
نور نقره‌ای کمی حرکت کرد و درون جمجمه را روشن ساخت.
ماری سیاه، از جنس سایه، با چشمانی بنفش کمین کرده بود؛ منتظر طعمه‌ای تازه.
 خش‌ خش 
برگ خشک در باد پیچید و سکوت خرابه را دوباره شکست.
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.