ویالونت را هربار در دست گرفتم و نُت هایی که تو نواختی را ...
در یک شب بارانی در روستایی متروک، مردی با شنیدن سه ضربهی ...
《سعی کن آروم باشی میکائیل!》 《کم کم دیوونهم میکنه!》 《ولی ...
آیا از گزارش این داستان اطمینان دارید؟
برای "" باید وارد حساب کاربری خود شوید.