اینجا دختری عاشقانه میبارد : اینجا دختری عاشقانه می‌بارد 

نویسنده: hashemiava81

_بالاخره کلاس هایش تموم شد
نرگس برخلاف روز های گذشته سرویسش را پیچوند و به سمت خونشون دوید علیرضا نزدیک خونشون بود ک نرگس پرید جلوش. 
علیرضا:سلام خوبی اینجا چکار میکنی
نرگس:سلام امروز خیلی روزِمهمی هست مگه خبر نداری؟ 
علیرضا:نه امروز مگه چه روزی هس
راوی:نرگس کیفش را باز کرد و کادو را ب علیرضا داد 
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.