مکان تاریک

مکان تاریک

ya3inxd123 نویسنده : ya3inxd123 در حال تایپ

داستان های مشابه

روزی دو یتیم از یتیم خانه فرار می کنند و به روستایی می روند. ...

تاریکی درون تار و پود جنگل خزیده بود.‌‌.. افراد گروه همه ...

زمینی را تصور کنید که با دنیای عجیب خارج از خود، هیچ آشنایی ...

اون قاتل هنوز داخل خونست, نفسم داره بند میام, قاتل رفت, بالاخره یه نفس عمیق کشیدم, از کمد بیرون اومدم, قاتل دیگه اونجا نبود, رفتم سمت آشپز خونه, چاقو رو برداشتم و مثل مرد رفتم تا اون قاتل رو بکشم. اون قاتل از پذیرایی داشت میومد سمت آشپزخونه, من آماده ی کشتن اون قاتل بودم. قاتل نزدیکم شد!!!
مایک: بگیر که اومد!!! ...
خون همه جا پاچید, من خیلی ترسیده بودم, بدنم داشت از شدت ترس یخ میزد. دیگه کارم با قاتل تموم شده بود.
ژانرها: ترسناک
تعداد فصل ها: 0 قسمت
    فصل ها

    فصلی تاکنون اضافه نشده است.

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.