هی دختر تموم شد گریه نکن!
ویالونت را هربار در دست گرفتم و نُت هایی که تو نواختی را ...
در حالی که به سوی اتاقش میدوید ، مدام این جمله را تکرار میکرد. «عروسک ...
آیا از گزارش این داستان اطمینان دارید؟
برای "" باید وارد حساب کاربری خود شوید.