به سامان گفت: خوب حالا عصبانی نشو. تو و شهاب فقط مدتی دوست بودین الآن هم ،
دیگه چاره ای نیست. پیمان سامان رو بغل کرد و گفت نگران نباش پیمان ، بهترین و قدیمی ترین دوستت هیچ وقت بهت خیانت نمی کنه سامان نیز بسیار خوشحال شد. سپس ، آنها ،
جلسه رو تا شب ادامه دادند و زمانی که جلسه به اتمام رسید آنها شام آماده کردند و خوردند و خوابیدند.