سامان نیز ، پس از چند دقیقه به اتاق شهاب رسید.شهاب خواب بود.سامان می خواست اسلحه اش رااز جیبش بیرون آورد امااما ، در همان لحظه شهاب بیدار شد و متوجه شد ویک لگد به شکم سامان زد.سامان افتاد زمین و اسلحه از آنها دور شد. سامان بلند شد و ایستاد.
رمان آخرین قسم : سامان نیز ، پس از چند دقیقه به اتاق شهاب رسید.شهاب خواب بود.سامان می خواست اسلحه اش رااز جیبش بیرون آورد امااما ، در همان لحظه شهاب بیدار شد و متوجه شد ویک لگد به شکم سامان زد.سامان افتاد زمین و اسلحه از آنها دور شد. سامان بلند شد و ایستاد.