ژانرها
جستجو در ژانرها
اکشن
تخیلی
تراژدی
ترسناک
جنایی
داستان تاریخی
داستان کوتاه
درام
دلنوشته
دلهره آور
شعر
طنز
عاشقانه
علمی تخیلی
فلسفی
فولکلور
ماجراجویی
ماوراء الطبیعه
معمایی
واقعگرایی
پلیسی
داستان های کاربران
وبلاگ
تماس با ما
درباره ما
تالار گفتگو
محصولات
ورود / ثبت نام
0
قسمت 47
قسمت 1
قسمت 2
قسمت 3
قسمت 4
قسمت 5
قسمت 6
قسمت 7
قسمت 8
قسمت 9
قسمت 10
قسمت 11
قسمت 12
قسمت 13
قسمت 14
قسمت 15
قسمت 16
قسمت 17
قسمت 18
قسمت 19
قسمت 20
قسمت 21
قسمت 22
قسمت 23
قسمت 24
قسمت 25
قسمت 26
قسمت 27
قسمت 28
قسمت 29
قسمت 30
قسمت 31
قسمت 32
قسمت 33
قسمت 34
قسمت 35
قسمت 36
قسمت 37
قسمت 38
قسمت 39
قسمت 40
قسمت 41
قسمت 42
سامان نیز ، پس از چند دقیقه به اتاق شهاب رسید.شهاب خواب بود.سامان می خواست اسلحه اش رااز جیبش بیرون آورد امااما ، در همان لحظه شهاب بیدار شد و متوجه شد ویک لگد به شکم سامان زد.سامان افتاد زمین و اسلحه از آنها دور شد. سامان بلند شد و ایستاد.
قسمت 44
قسمت 45
قسمت 46
قسمت 47
قسمت 48
قسمت 49
قسمت 50
قسمت 51
قسمت 52
قسمت 53
قسمت 54
قسمت 55
همچنین پیمانبه سامان گفت: سامانمن نگرانتم.تو کلاخیلی به خودتفشار میاریمخصوصا اخيرا مواظب خودت باشسامان ابتدا تعجب کرد.اما پس از چند ثانیه ، به پیمانلبخند زد و گفت: خیلی خوب باشه.
قسمت 57
قسمت 58
قسمت 59
قسمت 60
قسمت 61
قسمت 62
قسمت 63
قسمت 64
قسمت 65
قسمت 66
قسمت 67
قسمت 68
قسمت 69
قسمت 70
قسمت 71
قسمت 72
قسمت 73
قسمت 74
قسمت 75
قسمت 76
قسمت 77
قسمت 78
قسمت 79
قسمت 80
قسمت 81
قسمت 82
قسمت 83
قسمت 84
قسمت 85
قسمت 86
قسمت 87
قسمت 88
قسمت 89
قسمت 90
قسمت 91
قسمت 92
قسمت 93
قسمت 94
قسمت 95
قسمت 96
قسمت 97
قسمت 98
قسمت 99
قسمت 100
قسمت 101
دنبال کردن نویسنده
دنبال کردن داستان
رمان آخرین قسم
نویسنده:
t_taraghijah
0
1
0
101
چند روز بعد
پس از چند روز ، نیمی از افراد شهاب به باند سامان
ملحق شدند.
این خبر را ، پیمان به سامان گفت.
سامان نیز به پیمان گفت بازم خوبه سامان سپس ، بلند شد و ایستاد. پیمان نگران سامان بود. سامان به پیمان گفت که ، نیمی از پول را به افراد جدید و نیمی دیگر را به افراد قدیمی باند بدهند. پیمان نیز ، انجام داد.
فصل بعدی
دیدگاه کاربران
نام *
ایمیل *
0/2000
ثبت
جدیدترین تاپیک ها:
تازه وارد
HSTI89
|
۳ دی ۱۴۰۴
ابولفضل
ndarknal
|
۲۱ آذر ۱۴۰۴
کانال تلگرامی
melo_dream
|
۸ آذر ۱۴۰۴
آغوشی که سهم من نبود
Arzoo
|
۶ آذر ۱۴۰۴
نظر دهید
itsrostam1999
|
۲۸ آبان ۱۴۰۴
بیشتر
تقویت مهارت های داستان نویسی
جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.
خانه
تماس با ما
درباره ما
قوانین و مقررات
تالار گفتگو
صفحات مفید
قوانین و مقررات
آموزش نوشتن رمان در سایت داستان نویسی فصل یک
تالار گفتگو
پیام های کاربران
محصولات
همیاری
مطالب تصادفی
40 ایده برتر داستان نویسی در ژانر عاشقانه
رئالیسم در ادبیات داستانی: تعریف و نمونه هایی از رئالیسم
تعلیق (suspense) در ادبیات داستانی چیست؟
استفاده از علم روانشناسی در نوشتن داستان
چگونه می توانید روز خود را به منظور بهره وری مطلوب برنامه ریزی کنید
شبکه های اجتماعی
بازنشر مطالب حتما باید با ذکر منبع باشد. در غیر این صورت قابل پیگیری است. Fasle Yek ۱۴۰۴
©
خطا
برای "
" باید وارد حساب کاربری خود شوید.