قسمت 84

رمان آخرین قسم

نویسنده: t_taraghijah

اما در همان لحظه ،
چنگیز به
سامان گفت: سلام
سامان
منتظرت بودم.
در دست چنگیز
اسلحه بود.
چنگیز می خواست
با اسلحه اش
سامان را بکشد که ،
سامان با سرعت بسیار ، پیشانی چنگیز را هدف گرفت و به چنگیز
گفت: اسلحه ات رو بنداز چنگیز نیز ، اسلحه اش را بر زمین انداخت. 
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.