رايكا : بخش دوم

نویسنده: Zalya2020


دارم از نفس میفتم. ساعت... ساعت... هشت و چهل و نه... چی؟! الاناست که قطار راه بیفته! لعنت بهت سام! 
مثل مادربزرگا نیم ساعت نگه م داشت که مثلا خوراکی تو راهی بهم بده. حالا چی گیرم اومده؟ نون مامان پز و تخمه هندونه. لعنت بر شیطون. مثل بیکارخانومای سر کوچه دارم غر میزنم. 

- ببخشید...
+بلیتتون.

 هم کوپه ای نداشته باشم. هم کوپه ای نداشته باشم.

 +سفر خوبی داشته باشید.

 خیلی خوب... کوپه ی 6.

 -با اجازه ...

هم کوپه ای نداشته باشم. هم کوپه ای نداشته باشم.

 +اوه. بفرمایید.

ای شانس!

 -سلام.
 +سلام . امیدوارم سفر خوبی داشته باشیم... 

حس میکنم با مهماندارا افتادم .

+من سامانم. ایشونم همسرم ملیکا . دوقلوهامونم رو تختای بالایین. مینا و الینا.

 
این چرا شجره نامه ش رو ریخت وسط؟ 

- منم رایکا هستم. از آشناییتون خوشحالم.

 منظورم این بود که از آشناییش با همسرش براش خوشحالم. حالا انگار خودش کی هست که از کشف کردنش خوشحال باشم؟

+ ببخشید اسمت چی بود؟ 

میدونستم امتحان الهی در راهه. 

- رایکا. ر الف ی کاف الف .
+ یعنی چی؟
 
یعنی خدایا مرسی.

 - یعنی پسر.
+چی؟ واقعا؟! چه عجیب!
 - آره آره. میشه پنجره رو ببندم؟ 
+ راحت باش.

 ای... استغفرالله.
 میدونم همه مثل من رو انتخاب کلماتشون دقیق و حساس نیستن ولی اینکه قراره یه اینجوریش رو تا آخر سفر تحمل کنم خیلی اعصابمو بهم میریزه. شایدم از خستگی جمع کردن وسایل انقدر بی اعصاب شدم. به هر حال... 

+جناب.
 -بله؟
 + گوشیت داره زنگ میخوره.

 صدای زنگو نشنیدم؟ نه بابا ...

-ممنون... . الو؟... سلام... آره سوار شدم... نه سام هنوز نه... نه چرا؟ ... همه چیو برداشتم پس جعبه چیه؟ ... اگه گوشه هاش پاره ان وسایل دور ریختنیمه... نه ممنون... زنگ نمیزنم. خدافظ. 

+ تموم شد؟ 
...
 - کاری داشتین باهاش؟ 
+ هاهاها. نه . میخواستم اگه میشه چند لحظه بیرون وایسی. شرمنده.

 امیدوارم این امتحان الهی رو رد نشم.

 - شرمنده نباشید. الان میرم. 

نمیدونم کی و کجا به کی هیزم تری فروختم که امروز دارم جزاشو میبینم. حتما یه خلوت گریز پیدا میشه که جامو باهاش عوض کنم...

 +حاجی بیا تو!
 + ببین من رفتم تو اینترنت دنبال اسمت. میدونستی اسمت مازندرانیه؟ تازه یه اسم دختر هست که اونم معنی دختر میده و مازندرانیه. کیجا! خواهر برادر داری؟
 - خواهر دارم.
+ حتما اسمش کیجاست! آهاهاهاهاهاها!
 - اسمش کیجا نیست. با اجازه من میخوام یه کم دراز بکشم.
 +پس اسمش چیه؟
 
لعنتی

 - به شما مربوط نیست. میخوام استراحت کنم.
+ اِ
 *عزیزم بذار استراحت کنن دیگه. 
+ چِـ...
 - ممنون خانم. شب خوش. 
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.