آبیکو شیمیزو : هارومی و آبیکو

نویسنده: pasargadm591

نوبو: جدی؟
آبیکو: آره میخوام دستیار خانم هارومی یاماشیتا بشم
- که اینطور! خب فردا عصر بیا به آدرسی که برات میفرستم.
(شرکت نوبو ایکدا)
نوبو: خب آبیکو وقتشه که خانم هارومی یاماشیتا رو ببینی
آبیکو: خانم هارومی یاماشیتا اینجا کار میکنه؟
- نه چون بهش خبر دادم که تو قبول کردی دستیارش بشی اومده اینجا و حالا هم توی اتاق جلسه منتظر توعه!
- آها! خب استرس دارم تاحالا همچین آدم معروفی رو از نزدیک ندیدم؟!
- نگران نباش خانم هارومی زن مهربونیه ولی خب...
- خب؟
- خب الان بخاطر ایینکه سرش شلوغه ممکنه برخورد دوستانه ای نداشته باشه ولی نگران نباش
-خب که اینطور... .
- خب آبیکو بیا بریم داخل
- باشه... 
(نوبو در رو باز میکنه)
نوبو: سلام خانم هارومی! چطورین؟
هارومی: آره آره خوبم
- خب خانم هارومی ایشون آبیکو شیمیزو هستن و اومدن تا دستیار شما بشه
(هارومی سرش رو بالا میگیره و چشم هاش باز میشه)
هارومی:چی؟چی..چی چی؟ شیمیزو؟
نوبو: بله خانم هارومی! آبیکو شیمیزو اینجاست!!!
آبیکو: سلام خانم هارومی یاماشیتا 
هارومی: سلام تو باید همون مانگاکای تازه کار باشی!
- بله خانم هارومی یاماشیتا من آبیکو شیمیزو اومدم تا دستیارتون بشم.
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.