تریبل ها : فصل بیستو سوم:راز

نویسنده: M_SH

از حرفش بیشتر از اونیکه فکر کنید تعجب کردم 
_تو زنتو کشتی فقط به خاطر اینکه اونجا رفت به بچت رحمی نکردی اونوقت نکنه میخوای منو بکشی بخاطر اینکه زیادی میدونم 
_نه احمق 
_کاشک فقط میذاشتی اون بچه هه زنده بمونه
_امکان نداشت 
_من قضاوت نمیکنم چون خبر ندارم از ماجرای کامل ولی در هر صورت نباید میکشتیش
_من قاتلم کارم همینه بی رحمی

واقعا حرف دیگه ای نداشتم بزنم از این واقعا بعید نیست منم بکشه پس باید تفنگ توی جیبمو اماده نگه دارم 

هایکا_میخوام راز زندگیمو بت بگم 
_نمیترسی به کسی بگم 
_میخوام ریسک کنم و اعتماد کنم 
دستمو گرفت و از اتاق بیرون اومدیم 
سارا_اون در سیاهه ترسناکه ها 
هایکا_درست هدس زده بودی دشمنیه منو ادرین دلایل خاص خودشو داره 
هایکا_یک نفر گند زد به همه چی هم به من هم به ادرین هم به دنیا البته منم بی تقصیر نبودم قانونی که خودم گذاشته بودمو زیر پا گذاشتم 

_قانونایی که بم یاد دادی خیلی کار راه اندازن 
_اره ولی من از یکودومشون پی روی نکردم و فاجعه پیش اومد 
_کدومشون
_توی کار نباید رابطه احساسی بر قرار کرد 

چییییی!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

لطفا نظراتتونو ثبت کنید 
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.