بدون خط : خلاصه‌ای از فصل های قبل:

نویسنده: Hanieh_M

مارتی پسر کمرو و خجالتی است که از همکلاسیش آران برای کارهای که نیاز به حضور در اجتماع دارد کمک می‌گیرد. اما آران آنقدر ها هم به مارتی اهمیت نمی‌دهد. او با استفاده از مارتی کتاب های تحقیقاتی مورد نظرش را بدست می‌آورد و مارتی را با کوهی از مشکلات تنها می‌گذراد. اگرچه مارتی از اوضاع خود راضی نیست اما تغییر کردن سخت است. با این حال او تلاش خود را می‌کند. به خانه آران می‌رود. در آنجا با پدر آران و با انبوهی از علایق باستانی آشنا می‌شود. در میان آن عتیقه‌جات مورد علاقه پدر آران کتابی می‌یابد که برای تحقیقاتش نیاز داشت. سعی می‌کند کتاب را قرض بگیرد اما، به خاطر خجالت کشیدن تصمیم می‌گیرد فقط بیخیال شود.
مارتی دوازده ساله با بحران های اجتماعی زیادی روبه‌رو است. پدر و مادرش از این همه فشار بر روی پسرشان بی خبرند و با بهم ریختن حال مادربزرگ مارتی، به کل او را با مشکلاتش تنها می‌گذراند. مارتی بارها تلاش می‌کند که دوباره به خانه آران رود و کتاب را قرض بگیرد تا اینکه متوجه رفتار مورموز خانواده آران می‌شود. آن ها یک شبه اسباب کشی می‌کنند و به هیچ تماسی هم جواب نمی‌دهند. کم کم اتفاقات تازه‌ای می‌افتد. از نظر مارتی همش یک توهم است. توهم غذا بد بو و چسبناک، توهم دویدن در خانه خالی همسایه و... اما، آیا واقعا توهم است؟ آیا آن آهنگ بی کلام شبانه باعث توهمش شده؟ برای مارتی چه اتفاقی افتاده است؟

آماده‌اید؟
بریم برای ادامه ماجرا در فصل ۶ با مارتی همراه شویم....
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.