جیکوب جکسون:من یک جکسون هستم : فصل سوم:در ماشین

نویسنده: amirkateb06

در ماشین:
جیکوب:خب حالا بهم توضیح بدین
عمو جیمی:جیکوب شاید برات سخت باش ولی اون خواب های تو همه کار من بود
جیکوب:انتظار نداشته باشین باور کنم
عمو جیمی:ولی باید باور کنی 
جادو وجود داره
و تو هم یکی از بزرگترین جادوگرایی
جیکوب به یاد حرکت جولی افتاد
بعد گفت:خب شما از کجا فهمیدین من به کدوم فرودگاه میرم؟
عمو جیمی:من با جادوی چند شخصیته همزمان چندجا بودم و توی همه فرودگاه های نزدیک نیویورک حضور داشتم
جیکوب خیلی تعجب کرد
عموجیمی:خب جیکوب جان هفت سرزمین تو دنیا وجود داره که جایی که تو الان هستی یکی و جایی که داری میری یکی دیگه شونه
خب یکی از سرزمین ها اسمش w land هستش(وی لند)
(مخفف wizard Land)
جکسون ها یکی از بزرگترین خاندان های وی لند هستن
خب یه خاندان دیگه به اسم مارتیل ها وجود دارن که مثل جکسون ها خیلی عظمت دارن
یعنی باید بگم مارتیل ها و جکسون ها بزرگترین خاندان های وی لند هستن
ولی مارتیل ها به راه بدی رفتن و میخوان جکسون ها رو نابود کنن
خب تو بزرگترین جکسونی بودی که تا حالا وجود داشته
جیکوب:چرا من؟
عموجیمی:توی وی لند 20 نوع مهارت وجود داره
جادو گر ها معمولا یا 1 یا2 یا3 مهارت دارن
هر مهارت یه جادوی خاصه
ولی طبق تحقیقات ما تو همه ی 20 نوع مهارت رو داری
جیکوب:وای
عمو جیمی:هر جادوگر چند مهارت داره
یک سلاح
و یه سری ورد که همه جادوگرا میتونن از شون استفاده کنن
توی وی لند یه مدرسه هست به اسم w School (وی اسکول)
تو اونجا کار با اسلحه ها و ورد ها و مهارت ها رو یاد میگیری
و شروع کرد حرف زدن در مورد افسانه های قدیمی جکسون ها
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.