یک روز بد دیگر(قسمت اوّل)

دزد : یک روز بد دیگر(قسمت اوّل)

نویسنده: AmirRezaBoroomand

به نام خدا
مردی در پیاده رو راه میرود و میرقصد.
هرچند قدمی که برمیدارد کمی مینوشد و به رقصیدن ادامه میدهد.
افراد دیگر در پیاده رو از رفتار مرد متحیر شده اند ولی مرد اهمیتی نمیدهد و به آنها تنه میزند.
به مکان مورد نظر میرسد و وارد میشود.
برای خرید ماشین آمده است.
ماشین را قولنامه کرده و در همان نمایشگاه سوار میشود‌ و با آن شیشه مغازه را پایین می‌آورد.
شیشه پنجره را کمی پایین میکشد و به صاحب نمایشگاه میگوید:((خسارتشو بذار پای تخفیفی که بهم ندادی)).
سپس عجوزه وار خنده ای سر میدهد و به سرعت از آنجا دور میشود.
سی دی آهنگ های شاد را در ضبط ماشین میگذارد و با آهنگ های بهنام بانی میخواند و مینوشد‌.
ناگهان دو پلیس در دو طرفش پدیدار میشوند.
ماشین سمت چپی با بلندگو فریاد میکشد:((راننده پیکان بزن بغل،گفتم بزن بغل.‌..)).
مرد به حرف پلیس اعتنایی نمیکند و با ماشینش به ماشین پلیس ضربه ای میزند‌.
ماشین پلیس چپ میکند و کامیونی از روی آن رد میشود.
مرد داشبورد را باز میکند و کلت کمری را در می‌آورد،سپس با آن به سر راننده ماشین پلیس سمت راست شلیک میکند و آن ماشین هم چپ کرده و کامیونی از روی آن رد میشود.
مرد به کوچه خلوتی میرود تا آبها از آسیاب بیافتد و انتهای کوچه پارک میکند.
آهنگی از داریوش میگذارد و به یاد روزهای خوش گذشته مینوشد و میگرید.
ناگهان مرد قوی هیکلی مرد را از ماشین بیرون آورده و مشتی به صورتش میزند.
مرد روی زمین می‌افتد و نظاره‌گر ربوده شدن ماشینش است.
ادامه دارد...


دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.