خنزرپنزرهای ذهن : {مَن؟.}

نویسنده: husss

شو،بر بادِ سیاه؛

رو،بر شعله گیاه؛

بر حملِ اقیانوسِ خلا؛

عدم درد از مرزِ تن،عبور و مرورِ غم شد.

تیزی،ستاند و خاراند 

بر مچ پایِ ضربه

بر چو -گیاهی خونین پیکر ز خاکِ زلف-

+خائن!

خائن ام نمیگویم کجا.

جدایی می کند بنیاد مرا.

رشته ی کلام جرحه جرحه شد

اختیار ز کف خرمان خرمان برفت

چه سود اشکِ خونین پیکر گیاه را؟

چه شرح بی فروغیِ هم صدا را؟

چه بخت ضخیمِ تاریکِ بی نوا را؟

سودایِ درنگ ام؛

باغبانِ آسیب ام؛

خاطرِِ ارغوانی ام؛

-به خاطر داشت تلاوت و حلاوتِ سیه بخت اش را -

هوای وصل به گیاه

خروشِ چابک سوارهِ امید

ممکن ترین کهولت

اقبالِ متوهم

پاره ای دیوار

و سقف واژگونِ مهاجر؛

من ام؛من.

_مَن. :"}〰?
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.