روزی که نگذشت : ورورد

نویسنده: amirabbasalizadeh

تصمیم خودش را گرفته بود راهی نداشت دنبالش بودند کارش تمام بود دستش را جلو برد دکمه ی ابی رنگ کنار دریچه را به آرامی فشار داد .
صدای مهیب در باعث شد جاسپر گوش هایش را محکم بگیرد اما این کار چاره ای نداشت صدا از این چیزا ها بیشتر بود
و همینطور باعث شد جاسپر کمی عجله کنید تا صدا باعث نشود که زودتر پیدایش کنند همینطور گزارش باز شدن دریچه پس سریع وار محفظه شد در را بست لباس فضانوردی داخل محفظه را پوشید و در دوم را باز کرد سریع تر از چیزی که فکرش را میکرد به سمت سیاهچاله پرت شد یک دو سه به ساعتش نگاهی کرد عقربه ها ارام نبودند بلکه اصلا حرکت نمی کردند .
جهانی دیگر یا ارام تر در کار نبود 

او اولین شخصی بود که تصمیم گرفت وارد یک سیاهچاله شود تا اینکه فقط معلق باشد 

((اما وضیعت الفا بقدری بد بود که بعد از گذر سالها چاسپر فقط دلش برای تیک تاک ساعت تنگ شده بود))
دیدگاه کاربران  
0/2000