در پی بیهودگی

در پی بیهودگی : در پی بیهودگی

نویسنده: mrboring808

پوچ است، بیهوده است، دردناک است، و از همه مهم تر که هیچ دلیلی برای ماندن و ادامه دادنش هم ندارد؛ زندگی. 
آدم ها باید برای خودشان دلیل بسازند؛ دلایل ذهنی. که مثلا من یک نقطه را مقصد و مقصود خود قرار دهم تا این مسیر سخت را به امید آن طی کنم. و پس از آن یا حتی قبلش مقصد بعدی را تعیین میکند تا به فکر پوچی این دنیا نباشد و همواره در مسیر باشد و سعی کند از همان چیز که در مسیر است لذت ببرد چرا که ممکن است آن هدف آنقدر ها هم که فکرش را میکرد ارزشمد نبوده و فقط یک تصویر ذهنی بوده باشد که خودش یا دیگران برایش ساخته اند. ماهیت وجود انسان همین است. همواره به دنبال چیزیست. چیزی که حتی ممکن است از خود چیستی ای نداشته باشد.
غم انگیز است دیدن انسانی که سراسر عمرش را در مسیر به سر میبرد، دریغ از رسیدنی. 
پس چه باید کرد؟ هیچ. ناگزیریم که با این موج حرکت کنیم چرا که اگر بخواهید بایستید و چون من به این دنیا و آدم هایش نگاه کنید، همان موج بر سرتان خراب میشود. چاره اش بی‌خیالی است. اصلا فکر نکردن است همانند دیگران در مسیر بودن است و به مقصد نگاه نکردن. اگر منطقتان اجازه اینکار را نمیدهد سعی کنید بی منطق باشید، در غیر این صورت محکوم به فنایید.
دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.