اَبَر گاو : فاضلاب(قسمت سوّم)

نویسنده: AmirRezaBoroomand

به نام خدا
زمین بیشتر در تاریکی فرو رفته و ماه و ستاره های چشمک زن،تنها چراغ زمین در این تاریکی بودند.
باد سردی بر صورت اَبَر گاو می‌وزید و ترسی بر دل او می‌انداخت.
بالای فاضلاب ایستاده و می‌خواست داخل شود،با پرشی وارد شد و بر زمین فرود آمد.
چشم‌هایش چیزی جز تاریکی نمی‌دید،ناگهان چراغ‌ها روشن شدند و گلّه ای گاو روبرویش پدیدار شدند.
چشمانش با چشمان بِن بد گنده تلاقی کرد،بِن بد گنده گاوی سیاه با چهار متر قد،که بر روی یک تخت نشسته بود،کت و شلواری چرم بر تن و حلقه ای در بینی‌اش قرار داشت،نوچه هایش هم اطراف او حلقه ای تشکیل داده و هر کدام سلاحی از قبیل قمه،چاقو،چوب بیسبال و ... در دست داشتند،محیط دایره شکل فاضلاب به مثابه میدان کُشتی شده بود.
بِن بد گنده نگاهی به اَبَر گاو انداخت و با نیمچه لبخند زشتی بر لب گفت:((کروز مِین¹!))
اَبَر گاو که از تعجب بر زمین خشک شده بود گفت:((اسم منو از کجا میدونی؟))
بِن بد گنده سر خود را کمی عقب برد و همانطور که لبخند زشتی بر لبش بود،گفت:((دیوار سوراخ داره،سوراخ هم موش داره،موش هم گوش داره.))
اَبَر گاو خنده ای سر داد و گفت:((به کل اشتباه گفتی،ولی به هرحال موردی نیست،وقتی همتون رو نقش زمین کردم و تحویل پلیس دادم تهدیدی برای کسی حساب نمیشین.))
بِن بد گنده از تختش بلند شد و با جدّیت گفت:((خواهیم دید.))سپس کت و پیراهنش را از تن در آورد و دست یکی از نوچه هایش داد،بعد به آنها دستور داد تا تخت را بردارند و زمین را برای مبارزه خالی کنند.
زمین را که خالی کردند اَبَر گاو با تمام سرعت به سمت بِن بد گنده حمله‌ور شد و لگدی به صورت او زد،زخمی بر روی صورت بِن بد گنده ایجاد شد و به زخم خودش دستی کشید،سپس لبخندی زد و مشتی به شکم اَبَر گاو وارد کرد.
اَبَر گاو از شدّت ضربه بر روی زمین پرت شد،سپس بِن بد گنده به سمتش پرید و اَبَر گاو جاخالی داد،بِن بد گنده با صورت بر زمین کوبیده شده و از خشم نعره ای سر داد.
سپس فریادی کشید و گفت:((ماسکم رو بدین.))
سپس یکی از نوچه ها ماسکی به او داد و همه گاوها ماسکی بر روی صورت خود گذاشتند.
اَبَر گاو مات و مبهوت به آنها نگاه می‌کرد که ناگهان بِن بد گنده فریادی کشید و گفت:((به رفیقِ کوچولوی من سلام کن.))
سپس با تمام زور به خود فشار آورد و باد شکمی عظیم از خود خارج کرد و باد،تمام فاضلاب را فرا گرفت.
اَبَر گاو چند ثانیه‌ای بیشتر دوام نیاورد و بر اثر گازی که از بِن بد گنده خارج شده بود،بی‌هوش شد و بر روی زمین افتاد.
ادامه دارد...
1.Cruise Mane


دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.