روح اروند

روح اروند

vahid_heidarnezhad نویسنده : vahid_heidarnezhad در حال تایپ

داستان های مشابه

سلام. ایلا هستم و 14 سالمه....... این داستان تلخ زندگی منه...... همیشه ...

چرا نمیگی کی هستی؟ تالار مهمان قصر سال هاست که ازبین رفته. ...

چشمانش را با درد باز کرد! کجا بود؟ چرا چیزی بیاد نمی آورد؟ ...

گمونم خیالاتی شدم، چشم های سرخی داشت و بدون دهن حرف میزد. آبادان شهری است که...
ژانرها: تخیلی / دلهره آور / فولکلور
تعداد فصل ها: 1 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.