گلداران : خانم لاله ای

نویسنده: parpar88

دنبال رعنا و پیمان رفتیم معلوم بود که نیما و نیلوفر هم بسیار تعجب کرده بودند و لاله زار برایشان جایی جدیدی بود شهر بسیار بزرگی بود به نظر پر جمعیت ولی بسیار سرسبز بود کمتر کسی از ماشین استفاده می‌کرد  و ماشین ها هم با برق کار میکردند. آنقدر راه آمده بودم که دیگر خسته شده بودم گفتم:(کی میرسیم چقدر بزرگه اینجا)
رعنا آمد جواب بدهد:(لاله زار خیلی.....)
که پیمان وسط حرفش پرید و گفت:( عمارت لاله ای وسط شهره باید برسیم به مرکز شهر نگران نباش زیاد نمونده یکم دیگه میتونیم عمارت رو ببینیم)
گفتم:(ولی آخه.....)
ولی نیما مرا ساکت کرد و زیر لب گفت:( کمتر غر بزن . زشته!)
چشم‌هایم در حدقه چرخواندم و گفتم:(باشه)
دیگه حرفی نزدم تا به عمارت لاله ای رسیدیم. عمارت بسیار بزرگ بود که من تابحال عمارت ندیده بودم ولی خب فکر کردم که این عمارت حتماً یکی از عمارت های بزرگه وارد عمارت شدیم زنی قد بلند با موهای لخت جگری رنگ اونجا بود با چشمهای عسلی موهایش را دم اسبی بسته بود و یک کت و شلوار زنانه سیاه رنگ تنش بود در دستش یک تخته شاسی زیبا که جاخودکاری داشت بود و روی اون تخته شاسی چند کاغذ بود یک کیف هم دستش بود . داشت با زنی جوان صحبت میکرد روی لباس زن یک نشان بود که رویش نوشته بود مدیر بخش پزشکی در شهر هم افرادی را دیده بودم که روی لباسشان کارشان نوشته شده بود آن زن چیزی را روی کاغذ امضا کرد و به خانم لاله ای داد و رفت وقتی خانم لاله ای متوجه ی ما شد سمت ما برگشت و گفت :(سلام نینا نیما و نیلوفر خوش آمدید و رعنا و پیمان دیر کردید از دست شماها نیم نمره ی شهروندی کم شد)گفتم:(نمره ی شهروندی چیه)
نیما جواب داد:(نمیدونم) خانم لاله ای گفت:(نیم نمره ی شهروندی دیگه کم شد چون تمام نکاتو نگفتید. ببریدشون عمارتو نشونشون بدید) خانم لاله ای پس از گفتن این رفت رعنا گفت :(بدبخت شدم بدبخت شدم ۱ نمره کم شد) پیمان گفت:(من نمرم ۱۷ شد نمیتونم کار آموز پلیس شم)رعنا گفت:(اوووو ۱۷ نمره داری مهم نیست من ۸ نمره شدم هششششششت یعنی شهروند غیر مسئول) گفتم:(میشه بگید نمره چیه؟) پیمان امد بگوید کع نمره چیست ولی رعنا وسط حرفش پرید و شروع به توضیح دادن کرد:(هر آدمی تو لاله زار یه نمره داره به اسم نمره ی شهروندی هر کسی که اول وارد لاله زار میشه ۲۰ نمره داره این نمره با کارهای ۷وب بالا میره و با کارهای اشتباه پایین میاد هر شهروند یه کارت داره که فردا خانم لاله ای مال شمارو میده رو این کارت عکستون با یه بارکده که بارکد یه لینکه که اگه برل اون لینک میتونه اطلاعات شمارو مثل سن نمره ی شهروندی و... رو ببینه این بارکد رو برای ثبت نام کار آموزی یا کلاس فوق برنامه لازم داری اطلاعات دیگه بعدا داده میشه در اطلاعیه ها خب  بریم عمارتو نشونتون بدم)
همون لحظه دختری که از کنارم داشت رد میشد چشم و موی قهوه ای داشت چهره اش مرموز بود وفتی از کنارم رد شد بمن برخورد کرد من ازش معذرت خواهی کردن ولب اون چشم غره ای بمن کرد و رفت .
از رعنا پرسیدم:(اون کیه) رعنا کمی درنگ کرد و بعد گفت :(بعدا میفهمی ) مکق کردم و کمی بعد گفتم:( باش ) 
رعنا ما را از پله ای بالا برد به اتاقکی کوچک رسیدیم چند مبل چند نفره آن وسط بود ۷ در آنجا بود رو یک در نوشته بود کتابخانه اتاق موسیقی و... رعنا گفت:( اینجا محلیه که از تمام سنین جنع مبشن دور هم. اتاق کتابخانه و موسیقی و.. هم اگه واردش بشیم چند تا دره یکی کتابخانست یکی اتاق موسیقیه که اونجا برای هر ساز اتاقی هست و دیوارا عایقه و صدا نمیاد یکی هم اتاق خانم لاله ایه حالا این در ) رفت سمت اولین در ادامه داد:( این در خوابگاه ماست ۱۳ ساله ها  ) وارد اتاق شدیم وسط یک پذیرایی وجود داشت در دو سمت دو را پله وجود داشت و در پذیرایی چند مبل و یک پروژکتور وجود داشت رعنا گفت:( اینجا بخشیه که همه دور هم جمع میشن درس میخونن و... راه پله ی سمت چپ خوابگاه دختراست  اونجا چهار تا دره نینا فکر کنم تو باید بری در شماره ی یک اره باید بری در شماره ی یک اونجا خوابگاه تو و دنیا صالحیه خواهرتم میره خوابگاه ۱۲ ساله ها که اینجا نیست ) گفتم:(آهان چقد پیچیده راستی پایین هم همونجا که خانم لاله ای رو دیدیم هم یسری مبل خیلی بلند وجود داشت  اونجا چیه دوتا میز غذا خوری بزرگ هم بود ) 
( آهان اونجا یه پذیرایی جداگونست میز هم میز ماهاست تا غذا بخوریم پشت میز هم که بعش دید نداشتی آشپزخونست ) گفتم :(آهان ممنون) رعنا گفت:(تو که کار آموز جایی بشی که باید بشی بهت یه چیزی مثل حقوق میدن و میتونی برای خودت چیزهایی که دلت میخوادو بخریم خب دیگه من دیگه نکته ای ندارم بگم بقیرو بعدا میفهمی فکر کنم بهتره بری با هم اتاقیت آشنا بشی منم برم یکار مفید انجام بدم نمرم بره بالا فعلا )
گفتم :( فعلا )
وارد خوابگاهم شدم تا با دنیا حرف بزنم و آشنا بشیم ......
دیدگاه کاربران  
0/2000