گلداران : یک هفته بعد

نویسنده: parpar88

در زدم ولی جوابی نشنیدم دوباره در زدم ولی باز هم کسی جوابی نداد دوباره در زدم که در همان حال دختری مرا در حین در زدن دید و گفت:(ام ببخشید شما تازه اومدی اینجا؟) برگشتم و دیدمش در دستش یک جعبه بود گفتم :(آممم.... بله....) 
(خب سلام عزیزم به لاله زار خوش اومدی من یاسمنم اسمت چیه)
(من نینا ام نینا مهری ام راستی یه سوال داشتم هم اتاقی من کیه تو میدونی؟)
(نه عزیزم ولی خب هر کی هست بعدا میتونی باهاش آشنا بشی )
(آخه در میزنم جواب نمیده )
(اگه اینجا اتاقته لازم نیست در بزنی میتونی وارد شی عزیزم)
(اهان ممنونم ازت..... اهه راستی کمک نمیخوای تا اون جعبه رو ببری) 
(نه خودم میبرمش دیگه اخریشه آخه ما اویل اینجا بودیم بعد قرار شد که ما بریم یه خوابگاه دیگه فقط امسال اینحوریه تو ناراحت نباش خودم میبرنش راستی اگه کاری داشتی و کمک تواستی من هستم خب دیگه باید برم فعلا خدانگهدار)
(ممنونم ازت خدانگهدار)
وارد اتاقم شدم انتظار داشتم که یک نفر اونحا باشه ولی نبود اتاق جالبی بود اتاقی متوسط که دو تا تخت داشت یک تلیویزیون جلوی اتاق بود کنار هر تخت یک رختکن کوچک بود و هر کس یک میز و کمد داشت. آمدم در را که باز کنم و بروم بیرون که دیدم دختری دم در است و میخواهد وارد شود. دختری بود با موهای قهوه ای لخت و چشمهای کهربایی رنگ گفت:(سلام تو بتید نینا مهری باشی هم اتاقی من درسته؟ من دنیا صالحیم)
گفتم:(بله من نینا مهری ام دوست داشتم باهات آشنا بشم )
دنیا آمد چیزی بگوید که یک زنگ به صدا در آمد رفتیم پایین پایین و دیدیم که همه ی بچه های لاله زار انجا هستند خانم لاله ای گفت:(توجه توجه سلام به همگی خب همانطور که شاید بعضیاتو بدونید هفته ی دیگه آغاز مدارسه و یعنی کسانی که از شالهای قبل کار آموز شغلی بودند باید با شروع مدارس کار اموزی اون شغل رو ول کنند و به کار آموزی شغل دیگه ای در هفته ی آینده مشغول بشوند کسانی که از قبل سابقه ی کار آموزی شغلی رو داشتند برای اینکه دوباره کار اموز اون شغل بشن باید تستی بدن که بفهمیم چقدر تجربه دارند و البته کسی نمیتونه دو سال متوالی کار آموز یک شغلی باشه باید حتما بین اینها فاصله ی حداقل یک ساله ای باشه خب حالا من از خانم بهاری میخوام که بیان و برگه ی شغل هایی که کار آموز می پذیرن رو پخش کنن و هر کس فقط یک شغل رو نیتونه به عنوان کار آموزیش انتخاب کنه که با نمره ی شهروندیش هم تطابق داشته باشه این کار آموزی در واقع راهیست تا شما بتوانید یاد بگیرید سبک زندگی رو و قبل از فعلالیت به شما آموزش داده میشه و البته در ازای فعالیت شما به شما حقوقی داده میشه زیرا شما دارید به یک مجموعه کمک میکنید در صورتی که ظطیفتان نیست و البته این کار آموزی هم اجباری نیست و هر کس دلش خواست میتواند عضو این مجموعه بشه ممنون که به حرفام گوش کردید.)
با وجود اینکه اجباری نبود دلم میخواست شرکت کنم پس برگه را گرفتم لیست را خواندم و تصمیم گرفتم کار آمور نیروی پلیس شوم برایم جالب بود وقتی با نیما صحبت کردم گفت:(من میخوام کار آموز بخش وکالت بشم در واقع یکسری نکات وکالت یاد میدن ولی خب بدیش اینه فکر نکنم به این سادگی ها اجازه ی وکالتو داشته باشیم)
گفتم:(خب معلومه که نمیزارن)
دل تو دلم نبود تا هفته ی بعد شود و به کار اموزی نیروی پلیس مشغول شوم بعد از قضایای امروز شام خوردیم و بعد خیلی زود خوابیدیم که از من بعید بود زود بخوابم روز بعد کمی بعد از صبحانه داخل خوابگاهمان نشسته بودم و درحال صحبت با دنیا بودم با کمی صحبت فهمیدم که دنیا هم قل دیگری دارد که نام او دانیال است و آنطور که معلوم شد نیما و دانیال هم باهم دوست شده بودند داشتیم ادامه ی صحبتمان را میکردیم که باز همان زنگ دیروز به صدا در آمد همگی دوباره به پایین رفتیم و خانم لاله ای گفت:(سلام به همه من میخواستم راجب فوق برنامه اطلاع رسانی کنم فوق برنامه کلاس هایی است که بطور فوق برنانه میتوانید شرکت کنید شرکت در این برنامه هم دلخواه است خب در اینجا ما چهار استاد کلاسهای فوق برنامه را داریم)به چهار استادی که کنارش بودند اشاره کرد و ادامه داد:( که دو استاد هنر و دو استاد زبان های خارجه هستند خب اول از معرفی کنم خانم آیلین سبزانی)به خانمی که اشاره کرد که کلاه پیکاسویی سرمه ای رنگی سرش بود موهای سیاهش را بافته بود چشمهای سیاه داشت باصورتی دلنشین که لبخندی دلنشین ترش پیراهنی سرمه ای تنش بود که روی آن روپوشی سیاه رنگ پوشیده بود با یک جوراب شلواری سیاه رنگ خانم لاله ای ادامه داد:(ایشون معلم نقاشی ، نویسندگی ، عکاسی ، گویندگی ، بازیگری و... هستند و  آقای بهرام نوروزی ) به آقایی اشاره کرد که کنار خانم سبزانی بود موهای قهوه ای داشت کت و شلوار سرمه ای رنگی پوشیده بود خانم لاله ای ادامه داد:(ایشون معلم موسیقی ، خوانندگی و... هستند وخانم پرنیان بابایی ) خانم بابایی موهای رنگ شده ی صورتی داشت چشمان قهوه ای با صورتی کشیده داشت و بلوز و شلوار بنفش رنگی تنش بود خانم لاله ای ادامه داد:(ایشون معلم برخی زبان های خارجه مانند فرانسوی ، المانی و.... آقای کامران مهربانی) آقای مهربانی مردی جدی و اخمو بود خانم لاله ای ادامه داد:(و ایشون هم استاد برخی دیگر از زبان های خارجمون هستن برای ثبت نام میتونید به ادرس هایی که در تابلوی خوابگاه زده میشه برید البته این نکته رو بگم زبان های انگلیسی فرانسوی و کره ای در مدرسه آموزش داده میشوند نیازی به ثبت نام نیست و ثبت نام کلاسها رایگان است خب خدانگهدار) همگی به خوابگاهمون برگشتیم و یک هفته را با دغدغه ها و شادی ها و.... گذراندیم.
دیدگاه کاربران  
0/2000