فصل پنجاه و چهار : تاج گذاری 

ماریوس سایفر : دختری زاده اتش : فصل پنجاه و چهار : تاج گذاری 

نویسنده: sm_13

بعد از اینکه بیل به کل ناکجاناکجا گفت میخواد تاج گذاری کنه همه شوکه شدن . درباری ها گفتن کی ؟ ولی بیل گفت خواهید دید . یه ماه استراحت کردم . 
___________________________________________________________________________________________________________________
بیل داشت سخنرانی میکرد . من گوشه توی پایین وایساده بودم . هممون با لباس نظامی بودیم و زرهم رو پوشیده بودم . موهام بلند شده بود . قیافه ی واقعیم بود . استرس داشتم . هی یه گردی راه میرفتم . تیل دستی روی شونم گذاشت و گفت 
- خودت اینو خواستی پس نترس راستی 
نقابم رو برداشت . تمام مدت از ترس اینکه قیافه ی وحشتناکی داشته باشم نقاب زده بودم ولی صورتم کامل تشکیل شده بود . تیل لبخندی زد . بیل اشاره کرد بیام . بالای سن رفتم گفتم 
- عالیجناب 
در برابر بیل زانو زدم . بیل گفت 
- اینک من بیل سایفر شاه سابق سایشن ماریوس سایفر فرزند تریگون را جانشین خودم اعلام میکنم .
و بیل تاجش رو برداشت و بیل و جیم هم زمان تاج رو روی سرم گذاشتن .چون جیم قدرتمند ترین و بیل شاه قبلی . بلند شدم و در برابر مردم تعظیم کردم . همه جا خورده بودن . همه بلند شدن و دست زدن  . جوپی و الکس مخصوصا الکس چشماش پر از شوق بود . خب یه دوره ای بکنیم . من ماریوس سایفر فرزند تریگون سایفر یه سایفر و شیطان اعظم و مادرم مون باترفلای یه  انسان وملکه میونی بودم نیمه انسان نیمه سایفر . من کسی بودم که دشمن قدیمیمون یعنی اریک رو کشت جانشینش روعاشق خودش کرد جیم سایفر رو پیدا کرد و خودش قدرتش رو فعال کرد کل شاهزادگان ناکجاناکجا رو به تصرف خودش در اورد کسی که درمانگر اعظم بود و خودش رو از مرگ برگردوند و کسی که راز صد ساله رو کشف کرد . مدیون چند نفرم . جوپی الکس جیم و رابین گودفلو که اغاز گر زندگی من بود . من ماریوس سایفر هستم دختری زاده اتش .
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.