داستان های fadia292928

تراشه عشق 1 در حال تایپ

تراشه عشق

۱۹ بهمن ۱۴۰۴

هزار سال از امروز گذشته است؛ جهانی که می‌شناختیم دیگر وجود ندارد. مرزها جابه‌جا شده‌اند، نام‌ها و زبان‌ها تغییر کرده‌اند، و کشورها حالا با قوانین و تکنولوژی‌هایی اداره می‌شوند که ذهن امروز ما توان تصورش را ندارد. در این میان، سایرون سرآمد همه است: کشوری با پیشرفت بی‌نظیر در تکنولوژی و هوش مصنوعی و منابع طبیعی که حتی قدرتمندترین ارتش‌ها هم آرزوی دست یافتن به آن را دارند. در سوی دیگر، آترین کشوری نظامی و قدرتمند است اما مردمی نسبتاً فقیر دارد. سال‌ها تلاش کرده با توافق یا مذاکره کشورش را حفظ کند، اما وقتی صلح نتیجه نمی‌دهد، تهدید به جنگ را تنها گزینه می‌بیند. سایرون، با توان محدود نظامی اما پر از فناوری هوشمند، می‌داند تسلیم شدن به آترین به قیمت نابودی تمام دستاوردهایش تمام می‌شود. پس از سال‌ها، پرونده‌ای ممنوعه و قدیمی را فعال می‌کند: نسل تراشه‌ها؛ تنها موجوداتی که می‌توانند جلوی آترین بایستند. اما مشکل اینجاست که آن‌ها دشمن دیرینه دولت هستند و همیشه پشت مردم می‌ایستند. در این میان، یک فرمانده ارتش سرکش وجود دارد که برخلاف نسل تراشه‌ها، جزو آن‌ها نیست و مخالف هرگونه همکاری با آن‌هاست. تصمیمات او تهدیدی بزرگ ایجاد می‌کند و جرقه جنگ را روشن می‌کند: دزدیدن دختر رئیس جمهور آترین، اقدامی که می‌تواند تعادل جهان را به هم بریزد. قدرت واقعی در دست کسانی است که در سکوت و پشت پرده عمل می‌کنند؛ کسانی که می‌توانند مسیر تاریخ را تغییر دهند، اما آیا خواهند توانست کنترل این آشوب و تهدید جنگ را به دست بگیرند؟

0 0 345
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.