اَبَر گاو : مرغدانی(قسمت اوّل)

نویسنده: AmirRezaBoroomand

به نام خدا
آسمان مانند قیر تاریک بود و ماه،تنها منبع روشنایی مزرعه بود و با چشمه نور خود،مانند چراغی مزرعه را روشن می‌کرد.نسیم ملایمی می‌وزید و مزرعه در سکوت فرو رفته بود.
اسب‌ها،گاوها،گوسفند ها و الاغ پیر،که رئیس حیوانات بود،در طویله در خواب نازی فرو رفته بودند.
آقای بونز¹،در مرغدانی مشغول تنظیم گرامافون بود،دیسک لالائی را گذاشت تا مرغ‌ها راحت‌تر بخوابند.از وقتی قیمت تخم مرغ بالا رفته بود،بهتر به مرغ‌ها رسیدگی می‌کرد.
آقای بونز در مرغدانی را بست و به سمت خانه‌اش رفت تا استراحت کند.
مرغ‌ها در خواب خوشی بودند که ناگهان صدای ماشینی،رئیس مرغ‌ها(مرغی به نام خانم بِتسی²) را از خواب بیدار کرد.
ماشین روبروی مرغدانی پارک کرد و بعد چند ثانیه چراغش خاموش شد و صدای باز و بسته شدن درهای ماشین به گوش خانم بِتسی رسید.
ناگهان در مرغدانی با لگدی شکسته شد و خانم بِتسی از ترس،باد شکمی از خود خارج کرد.
گاوی سیاه با دو متر قد،کلاه گاوچرانی و سیگاری بر لب وارد شد،و دو گاو کوتاه‌تر از او که سفید و قهوه‌ای بودند پشت سر او ایستادند.
گاو،پُکی به سیگار زد و آن را بر روی زمین پرت کرد،سپس با سُم خود آن را خاموش کرد و نعره ای کشید تا بقیه مرغ‌ها را بیدار کند.
مرغ‌ها از خواب بیدار شده و از ترس به خود می‌لرزیدند.
گاو،کلاه گاوچرانی خود را از روی سر برداشت و در حالی که لبخندی بر روی لبش بود گفت:((سلام خانما،من رِکس³،گاو دست راست بِن بد گنده⁴ ام،من و دوستام اومدیم که تخم مرغاتونو بدزدیم تا تو بازار آبشون کنیم،میدونین که،قیمت تخم مرغ از قیمت نفت هم بالاتر رفته.))
خانم بِتسی رو به رِکس کرد و با شجاعت تمام به او گفت:((شما امشب یک تخم مرغ هم از اینجا بیرون نمی‌برید.))
رِکس نعره ای کشید و رو به خانم بتِسی کرد و گفت:((کدوم گاوی می‌خواد جلوی مارو بگیره؟ها؟))
ناگهان صدای نزدیک شدن موتوری از دور به گوش رسید و همه حواس ها به در مرغدانی جمع شد.
موتور روبروی مرغدانی پارک کرد،سایه ای از دور به مرغدانی نزدیک می‌شد.
ناگهان سایه بر چهارچوب در استوار شد و همه مات و مبهوت به او نگاه می‌کردند.
گاوی سیاه و سفید با دو متر قد،شنل سیاهی بر پشت و نقابی بر صورت ظاهر شده بود.
رِکس که از تعجب انگار دو شاخ جدید درآورده بود به گاو غریبه گفت:((تو دیگه کدوم گاوی هستی؟))
گاو یکی از نوچه های رِکس را با لگدی نقش زمین کرد و گفت:((من،عدالتم.))
سپس با لگدی دیگر آن یکی گاو را هم از پا انداخت و گفت:((من،انتقامم.))
و سرآخر با لگدی رِکس را بر زمین پرتاب کرد و گفت:((من،اَبَر گاوم⁵.))
مرغ‌ها از شادی بر روی زمین مرغدانی به رقص آمدند و نوچه های رِکس پا به فرار گذاشتند.
اَبَر گاو رِکس را با طناب بر پشت موتورش بست و از آنجا دور شد.
ادامه دارد...
1.Mr.Bones
2.Ms.Betsy
3.Rex
4.Big Bad Ben
5.Super Cow


دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.