سلام من دنیز حقیقتی ملکی هستم، کی من بتوام در سایت فصل یک ، داستان نویسی را شروع کنم؟
مقدمه قول یک نویسنده ی معروف: ? همیشه مشکلات را در تنهایی، بهتر تحمل میکنم. درمان شوپنهاور ؛ اروین د. یالوم
پرواز پشت دیواره – پارت یک سالها بود حس میکردم دیوارهای اتاق دوازدهمتریم روی شانههام سنگینی میکنن. نور خورشیدی که از لای پردهی نیمهگیر میتابید، تنها نشونهای بود از دنیایی که از من دریغ شده بود. پدرم با خشم خاموش و نگاههای سردش، نمیذاشت حتی چند قدم بیرون برم. میگفت دنیا جای امنی نیست؛ اما من میدونستم زندانیام در قفسی که دیوارهاش از ترس ساخته شدن، نه از امنیت.با این حال، همون گوشهی کوچک، شد دنیای من. کتابهایی که پنهونی میخوندم، ایدههایی که روی تکههای کاغذ مینوشتم، و رؤیاهایی که هر شب پیش از خواب میچیدم، شدن راه فرارم از واقعیت. هر جملهای که مینوشتم، انگار آجری از اون دیوار فرو میریخت. هر فکری که در ذهنم جان میگرفت، نوری بود در تاریکیِ بیانتها.روزهایی رسید که فهمیدم آزادی فقط بیرون رفتن از خونه نیست؛ گاهی درون ذهن آدم ریشه میگیره. یاد گرفتم چطور درون خودم سفر کنم، چطور از دلِ دردها لذت بسازم، و از نداشتنها قدرت دربیارم. اون دخترِ تنها که هیچ پشتوانهای نداشت، حالا تبدیل شده بود به زنی که خودش تکیهگاه خودش بود.
سلام من نویسنده کتاب عروس دریا هستم با ژانر عاشقانه و درام و معمایی و راز آلود اگه داستان خوندید نظراتتون بهم بگید
سلام به تمامی عزیزان. بنده یک نویسنده داستان هایی به ژانر عاشقانه و ازدواج اجباری هستم و خوشحال میشم فالوم کنید و دو داستانم رو بخونید و نظرتون رو حتما بهم بگید?
خب از الان شروع میکنم برای پارت های قشنگ داستان عشق شعله ور حسابی داستان قشنگی هست سعی کنید با لایک هاتون و کامنت هاتون انرژی مثبت بدید چون اولین رمان منه امکان داره یکم کم کسری داشته باشه کلی رمان نوشتم ولی منتشر نکردم اما این یکی قراره توسط شما خوانده بشه بزن بریم ??
سلام بچه ها موضوعی که تازگی پیش اومده شلوغ شدن فصل یک هستش! قبلنا حداقل دو هفته طول میکشید تا یه داستان جدید اضافه بشه... اما الان نهایتا دو روز طول میکشه تا یه داستان جدید بیاد! نویسنده های عزیز دمتون گرم. بیاین همینطور به فعالیت ادامه بدیم تا بتونیم جامعه کتابخان مخصوص خودمون رو بسازیم!!!!
لطفاً داستان های داخل رمان من و تو من رو بخونید. هر فصل یک داستان جدا و متفاوت با داستان های دیگه اش داره. اگه خوندید لطفا دربارشون بهم نظر بدید ?? تا بتونم خوب یا بد بودن داستان هام و قلم خودم رو بدونم تا در داستان های بعدیم از نظراتتون در بهتر شدن داستانهام استفاده کنم...
آیا از حذف پیام انتخاب شده اطمینان دارید؟
۲۳ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۶
ایده اش قبلا به ذهنم اومد بود اما دوست نداشتم تو نسخه اولیه که پر از خاطرات خوش برای من بود دست ببرم. رمان یا داستان ( ژولین . عزیزم 1 ) تماً تک تک فصل هاش از زنگ های انشا دوران مدرسه من نشاَت می گیره. و من چون یک دوره ای زیاد درست و غلط نوشتن برام مهم نبود و خب ژولین.عزیزم 1 هم که برای اون دوران بود پر از غلط های زیاد املایی و نوشتاری بود و بعضی از فصل ها زیادی کم و کودکانه بودن که همین دَلایِلات باعث می شد در کنار لذت بردن خودم از ایده داستان اما از نوع نِوِشت داستان اصلا راضی نباشم و حس کنم همش یک چیزی کم داره و بخوام دو باره از اول هر فصلش رو بنویسم. اسم : ژولین . عزیزم 1 اسم بازنویسی شده : ژولین . عزیزم 1 ( بهتر نویسی )