ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
چشم رنگی 6 در حال تایپ

چشم رنگی

۱۷ آذر ۱۴۰۰

چی میشه که یه توهم دیداری ساده، زندگی یه پسری که داره خودشو آماده ورود به دانشگاه می کنه رو از هم می پاشه؟

1 0 13.4 K
فاسکر ها (Faskrs) 1 در حال تایپ

فاسکر ها (Faskrs)

۱۷ آذر ۱۴۰۰

همه چیز با ورود فاسکرها به زمین به هم ریخت.

0 0 454
بیاین از اول شروع کنیم... 0 در حال تایپ

بیاین از اول شروع کنیم...

۱۶ آذر ۱۴۰۰

بیاین ببینیم یه آدم از کجا شروع می کنه... و از کجا دوباره شروع می کنه ...

0 0 0
آغوش تو دنیای من 3 در حال تایپ

آغوش تو دنیای من

۱۶ آذر ۱۴۰۰

ته تغاری دختر حاج فتاح سر اتفاق های سرگردون و معمایی که براش پیش میاد مجبور به عقد غیابی پسری که نمیشناسد میشود و ایران ترک میکند فصل تازه ای از زنگیش آغاز می شود.در این سفر دچار بحران های مختلف مذهبی عقیده ای عاشقانه ای میشود که زندگیش کاملا تغییر می کند.... این داستان تقابلی بین عقاید و افکار مختلفی است.

1 0 5.4 K
شیرینی، مطابق میل 8 در حال تایپ

شیرینی، مطابق میل

۱۶ آذر ۱۴۰۰

داستان یک شخص عادی که شیرینی دوست دارد و به درون رویایش کشیده می شود...

2 0 6.9 K
ققنوس Phoenix 2 در حال تایپ

ققنوس Phoenix

۱۵ آذر ۱۴۰۰

اختراعی از یه جوان مستعد که توجهات زیادی به خود جلب کرد. اما یه چیز خاص برای نهایی شدنش نیاز بود. این قدرت فراموش شده چیست و از کجا می توان پیدا کرد؟

1 4 4.3 K
لبخند تلخ 0 در حال تایپ

لبخند تلخ

۱۳ آذر ۱۴۰۰

سلام. ایلا هستم و 14 سالمه....... این داستان تلخ زندگی منه...... همیشه به هرکی میخندم و باهاش مهربونم ازم فرار میکنه و میره. تنها حامی های واقعی من پدر و مادرم بودن که مردن. اما با این همه سختی سعی میکنم بخندم. درسته تلخه،ولی منو قوی نشون میده درحالی که خیلی ضعیفم.... و این خوشحالم میکنه و هنوز میدونم اخرش منم یه شادی واقعی رو تجربه میکنم. همه چی بعد از پیدا کردن اون "نامه" بود... یه نامه عجیب تهدید آمیز... عجیب ترش این بود که برای پدرم نوشته شده بود!!!!!!! پدرم در تمام عمرش بهترین مامور پلیس شهر بود و ازش کلی تقدیر شده بود اما چطور.....؟! آیا آخرش به "شادی" میرسم؟؟؟؟؟!!!!

0 0
  چرا برام فرق داری؟ 6 در حال تایپ

چرا برام فرق داری؟

۱۳ آذر ۱۴۰۰

در مورد یک دختر که اسمش ارنیتاس و برای اینکه از باند پدرش بیاد بیرون مجبور ماموریت هایی که اون میدرو انجام بده اما اخرین ماموریتش خیلی عجیب و باعث میشه اون..... اهان راستی انیتا میشه گفت احساساتشو از دست داده و دلش از سنگ .....اها خودتون دانید میخواید بخونید?

1 8 3.1 K
کتاب اول : در جستجوی دنیاها 0 در حال تایپ

کتاب اول : در جستجوی دنیاها

۱۲ آذر ۱۴۰۰

داستانی به قدمت پیدایش هستی و گذر اعصار...داستانی از کنکاش بین رویاها...ماجراجویی های علمی دو دوست با سرنوشتی نامعلوم...لحظات ناب عشق و دوستی ... جدایی دوستان...رفت و امد بین دنیاها...تقابل نور و تاریکی... اهریمن و سایه ها...ظلم و ستم به بیگناهان ... طمع جنون امیز ریاست...جادو و تخیل...موجودات افسانه ای...رخنه دوزخ و دوزخیان و ....براستی در این تکاپو چه کسی پیروز خواهد شد

0 0 0
رمان کفتر باز 0 در حال تایپ

رمان کفتر باز

۱۲ آذر ۱۴۰۰

بابام حاجی بود ، اما من شدم دختر ناخلف ! هجده سالم که بود ، عاشق کفتر باز محلمون شدم و ازش خاستگاری کردم ...!

1 0
سحر اژدهای سرخ//Red Dragon Spell 0 در حال تایپ

سحر اژدهای سرخ//Red Dragon Spell

۱۰ آذر ۱۴۰۰

...میدونم دلتون لک زده برای یه داستان تخیلی درست و حسابی... پس از سال ها جنگ و مجاهدت، انسان ها توانستند شیاطین و موجودات خطرناک را به جهنم خودشان بازگردانند. خون دلاوران این سرزمین باعث شد بالاخره حکومت جهان بدست وارث بر حق آن یعنی "تیون" برسد، پس از آن مردم به خوبی و خوشی زندگی میکردند و اندک شیاطین و اجنه ای که مانده بودند خطری ایجاد نمیکردند. دوباره بازار یادگیری و آموزش سحر و ورد های پر کاربرد رواج یافت تا مردم جهان ملکین به همان روز های اولیه که انسان های برتر در آن دوران زندگی میکردند، برگردند. استفاده از عناصر طبیعت برای انجام کار های روزمره، جادو و جادوگری اما ممنوع بود. اما به فکر کسی هم خطور نمیکرد که روح برادر خائن پادشاه یعنی "دائگون" هنوز در تسخیر جادوگر سیاه و پلید "آراگوک" بود. بالاخره اتفاقی که هیچ کس منتظرش نبود افتاد.

0 0
گذر در زمان 7 در حال تایپ

گذر در زمان

۱۰ آذر ۱۴۰۰

شده براتون اتفاقای عجیب بیوفته اتفاقایی که توضیحی واسشون نداری از بقیه توضیح میخوای ولی بقیه طبق معمول انکار میکنن یا باور نمیکنن

0 0 10.3 K
بوستون نفرین شده 0 در حال تایپ

بوستون نفرین شده

۹ آذر ۱۴۰۰

از ان ماجرا پنج سال میگزره اما باز به اون تاریخ که میرسیم انگار قطره های خونی که توی وان حموم و دیوارا ریخته بود تر میشن کلاغا قصه رو سرتا سر شهر بازگو میکنند درختان سر به فلک زده جنگل روتوایل شاخ و برگ هایشان را به نشانه عذا تکان میدهند و کل شهر به خاطر اون اتفاق سهمگین سیاهپوش میشوند .

0 0
شهرک 0 در حال تایپ

شهرک

۴ آذر ۱۴۰۰

ملیحه دختر مهربان و زیباییست که همه ساکنان شهرک او را میشناسند و دوستش دارند. اما حادثه ناگواری رخ میدهد. ملیحه به شکل اسرار آمیزی ناپدید میشود. با ناپدید شدن ملیحه اوضاع شهرک حسابی بهم میریزد و این شروع ماجراییست که راز های بسیاری را درباره شهرک و ساکنان آن برملا میکند...

1 0 0
اهریمن درون 15 در حال تایپ

اهریمن درون

۴ آذر ۱۴۰۰

هنگامی که فرشتگان سقوط کنند اهریمن اوج میگیرد...

8 35 21.9 K
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.