اَزرائیل_مکزیک
به زودی این داستان نوشته خواهد شد
کرم های شب تاب قصه ای به گوشم رساندند...
ارتباط با نویسنده :
ایمیل : [email protected]@
شماره تماس : ۰۹۹۳.۳۴۳.۹۹.۱۲
سه داستان تسلی دهندگان،بازی مرگبار و شانس از سایت حذف شد .
در خواب دیدم که ققنوس زیر پنجه های گرگ خاکستر شد . ارباب مرگ مینوازد ؛ آواز گوش خراشی از اعماق دنیای زیرین، خبر از نبرد خونین گرانیک میدهد!
همیشه گفته میشود که داستان ها دارای فضا و دنیای خاص خود هستند ، از داستان های عاشقانه گرفته تا داستان های ترسناک و ...،از داستان های کوتاه گرفته تا رمان های بلند . اما یک چیز در همه آنها مشترک است 《آنها واقعی نیستند ! 》 اما چه میشود اگر یک نویسنده با چیزی که نوشته است روبه رو شود ؟
این شهر که سال های زیادی است که طعم صلح و آرامش را نچشیده. یک اتفاق ، یک گلوله و یک مرگ همه چیز را تغییر داد در انتهای شب ماه طلوع میکند .
تا حالا درباره عشق های یک طرفه شنیدید ؟ این داستان یکی از اونهارو روایت میکنه ! خون آشام ها به نور خورشید حساس هستند و باعث ضعیف شدن و در نهایت مرگ اونها میشه اما اگه یک خون آشام عاشق خورشید بشود چه اتفاقی میفتد ؟
آیا از گزارش این کاربر اطمینان دارید؟