ژانر
جستجو در عناوین
تعداد کلمات
مرتب سازی براساس
فقط تمام شده ها
فقط داستان های در حال تایپ
گودال زمان 4 در حال تایپ

گودال زمان

۱۴ فروردین ۱۴۰۴

آیا تاکنون فکر کرده‌اید اگر می‌توانستید گذشته را تغییر دهید یا آینده را پیش بینی کنید ، حاضر بودید سفری پرخطر به دل تاریخ را آغاز کنید و به رویارویی با ناشناخته‌ها بروید با وجود اینکه بدانید این توانایی ممکن است سرنوشت شما یا حتی جهان را متحول کند؟

0 3 4.1 K
داستان کوروش 22 در حال تایپ

داستان کوروش

۱۳ فروردین ۱۴۰۴

در این دنیا که بیشتر آدمیان گرفتار اسارت و در بند بودنند پسری به نام کوروش سعی میکند آزادی را درک کند و خود را از اسارت هر بندی آزاد کند اما پیمودن مسیر آزادی به این آسانی ها نیست و در این مسیر مشکلات و رنج های بسیاری متتظر کوروش هست.

3 14 34.5 K
شیطان صلح در برابر بدی ها 0 تمام شده

شیطان صلح در برابر بدی ها

۱۳ فروردین ۱۴۰۴

در قدیم‌ها که آن زمان حتی دایناسورها ها هم وجود نداشتند کره زمین مکانی برای جنگ بین شیطان و فرشته ها بود شیاطین حملات خیلی سنگینی به فرشتگان میکردند ولی آنها مقاومت میکردند و در نتیجه فرشتگان پیروز شدند ولی داستان اینجا تمام نشده شیاطین 10 تا فرشتگان را فاسد کردند اما آن فرشتگان مقاومت کردند ولی با شکست موافق شدند بعد یک میلیون سال که انسان ها دایناسورها به وجود آمده بودند آن فرشتگان تصمیم گرفتند فرار کنند یکی از آنها برای دفاع کشته شد ولی بعد 3 نفر دیگر با آن کشته شدند آنها بقیه باهم ترکیب شدند و 6 عنصر مهم و شکست ناپذیر را به وجود آوردند بعد ناپدید شدند بعد چند‌ها سال آنها تبدیل به شیطان صلح شدند چون با انسان ها یکی میشدند و اولین کسی که با آن یکی شد کوروش بزرگ بود و بعدش دیگه بعد مرگ او چند ها سال دیگه دوباره شروع کردند با انسان ها یکی شدن بعد چند ها سال به خاندان یک نسلی حمله برد آن مرد نامش محمد بود بعد آن پسر کوچکش بعدش جانشین دیگه‌ای بعدش میرسه به زمان حال پسری به نام طاها را جانشین شیاطین بعد اینکه آن پسر به دنیا آمد همشون بالای سرش ایستادند اما پسره گریه نکرد چون فرشتگان در وجود او بودند و این یعنی یک جنگ

0 0 0
پرنسسی که نفرین شد 3 در حال تایپ

پرنسسی که نفرین شد

۱۲ فروردین ۱۴۰۴

سلام من ملینا بلیک پرنسسی که قرار اتفاق هایی براش بیفته که میدونم باورش سخته . از زندگی خودم راز هایی رو بهت میگم که هیچکی بهت نگفته منظورم همون تنتاعه امیدوارم داستان زندگی من یه روزی تاریخی بشه و عجیجم خرابش نکنه ، یعنی میشه ؟ داستان عجیجم رو بعدا میفهمی هر لحظه ممکنه سر و کله سالاراز پیدا بشه هرچی بشه سریع براتون مینویسم کتاب خاطراتم همیشه پیشمه بزن بریم برای داستان روزهای یکشنبه و چهار شنبه

2 4 655
تاج خون 2 در حال تایپ

تاج خون

۱۰ فروردین ۱۴۰۴

یک داستان درمورد زندگی فردی به نام کاوه می باشد که چگونه زندگی کرد و حماسه خود را ساخت

0 0 2.4 K
آخرین نبرد 0 در حال تایپ

آخرین نبرد

۱ فروردین ۱۴۰۴

داستانی از آخرین نبرد

0 0 0
امپراتوری 2000 ساله 2 در حال تایپ

امپراتوری 2000 ساله

۲۹ اسفند ۱۴۰۳

این داستان در مورد یک امپراتوری 2000 ساله تخیلی از آغاز تشکیل تا انتهای آن هست. داستان حول محور امپراطور ها و اشخاص مهم این کشور تخیلی می گردد که در آن تاثیر گذار هستند،از تشکیل دهنده امپراتوری تا نابود کننده آن. ممنون لطفا از این داستان لذت ببرید.

0 1 3.1 K
محمد علی ابهراج سینک 5 در حال تایپ

محمد علی ابهراج سینک

۲۶ اسفند ۱۴۰۳

صدای گریه نوزادی می آمد که با زبان خود صدایش را به گوش دنیا میرساند ( من پادشاه پارس میشم ) ... سلام من راوی یا روایتگر زندگی محمد علی ابهراج سینک هستم و در طول دوران زندگی او شما را همراهی خواهم کرد . راستی ببخشید اون نوزاد بچست نمیدونه چی میگه ... خلاصه ( صدای دلنوازه گریه یک کودک نوزاد در کوشه ای از خاک پارس خبر از به دنیا آمدن یک خورشید را به مردم ستم دیده پارس میدهد محمد علی ابهراج سینک ... ) ... هنوز جنگی در کار نیست ...

1 3 1.8 K
فتنه ی تاجدار 5 در حال تایپ

فتنه ی تاجدار

۲۱ اسفند ۱۴۰۳

سایه ای تمام جهان را پوشانده...این سایه ی مرغی است با سر آدم و دستی حلقه به دست...بالی بر هند، بالی بر مصر... اما سرش درست بر گوشه ای سایه افکنده که هر کس می داند یعنی چه... ایونیان!

0 0 4.2 K
قاضی 2 در حال تایپ

قاضی

۲۱ اسفند ۱۴۰۳

در میان دهاتیان کوهستان گویی واژه ی امنیت وجود ندارد. زیرا وجود امنیت در زندگی این دهاتیان چیز غریبی‌ است.

0 1 1.5 K
پژواک مرگ 1 در حال تایپ

پژواک مرگ

۱۳ اسفند ۱۴۰۳

چرا نمیگی کی هستی؟ تالار مهمان قصر سال هاست که ازبین رفته. بعد از مرگ پادشاه همه چیز توی سالسکی عوض شده...... صدای جیر جیر کرکنندهٔ چنگناله ها و بلافاصله صدای جیغ حیواناتی که در حیاط قصر روانه شده بودند طنین انداز شد و رهام را از ادامه ی حرفش باز داشت... چنگاله ها پرندگان وحشی و درنده ای بودند که همراه نوای کریحشان رعب و وحشت را از کیلومتر ها فاصله در دل هر موجود زنده ای، زنده میکردند. شنیده شدن صدای چنگاله حاکی از شکست بود، حاکی از نا امیدی تنها امید مردم «فالکی»*.

0 1 1.8 K
پادشاه و مرد پینه دوز 1 در حال تایپ

پادشاه و مرد پینه دوز

۶ اسفند ۱۴۰۳

در روزگاران قدیم عهدنامه ای بیین شهروندان و پادشاه بسته میشه ولی کسی عمل.....

0 0 456
زنجیر های تقدیر 1 در حال تایپ

زنجیر های تقدیر

۲۷ بهمن ۱۴۰۳

در دل تاریکی جنگ جهانی دوم و در آلمان تحت سلطه نازی‌ها، خانواده مایر در دو راهی‌های مرگبار قرار می‌گیرند. اتو مایر، پدربزرگ ماکس، جان خود را در راه نجات آنا، دخترعموی ماکس، فدای می‌کند، در حالی که نیروهای گشتاپو در پی دستگیری او هستند. این فدای بزرگ، آغازگر مسیر پر از رنج و تصمیمات سخت برای خانواده مایر است. آنا، که به دست گشتاپو افتاده، در معرض شکنجه‌های جسمی و روانی قرار می‌گیرد. در حالی که از دستگیری ماکس بی‌خبر است، به شدت در مقابل تهدیدات سرهنگ فورست، افسر بی‌رحم گشتاپو، احساس ترس و خفت می‌کند. فورست که از آنا خواسته تا به او کمک کند، تهدید به تعرض و تحقیر می‌کند و آنا را به نقطه‌ای می‌رساند که مجبور به تصمیمی وحشتناک می‌شود. در لحظات بحرانی، ماکس تلاش می‌کند تا با ترور سرهنگ فورست پایان دهد، اما ناکامی در این اقدام او را به نقطه‌ای می‌رساند که مجبور به فاش کردن اطلاعاتی می‌شود که در نهایت جان خود را به خطر می‌اندازد. او از سر عشق و فداکاری برای نجات آنا و هانس، به سرنوشت تلخ خود تن می‌دهد. در پایان، ماکس با فدای جان خود، توسط گشتاپو اعدام می‌شود. آنا، که اکنون باردار است، شاهد مرگ او بوده و از فدای بزرگ و عاشقانه ماکس برای خانواده‌اش آگاه می‌شود. «زنجیرهای تقدیر» داستانی از عشق، ترس و فداکاری در دوران تاریک نازی‌هاست. در این داستان، شخصیت‌ها مجبور می‌شوند برای نجات عزیزانشان از خطرات غیرقابل تصور، دست به انتخاب‌هایی بزنند که سرنوشتشان را برای همیشه تغییر می‌دهد. این داستان، تلاشی است برای مبارزه با ظلم و قربانی شدن در راه عشق و انسانیت.

0 0 1
 آزادی‌خواه 0 در حال تایپ

آزادی‌خواه

۱۷ بهمن ۱۴۰۳

دیری نپائید که پادشاه جدید درگذشت و شاهزاده قباد بی آنکه زحمتی به خود بدهد به قدرت رسید... اما این بدان معنا نیست که...

0 0 0
منتقد 0 در حال تایپ

منتقد

۱۲ بهمن ۱۴۰۳

هنگامیکه شاه به قتل رسید، خواجه نیز دشمن شاهزاده را یافته بود‌. از این رو میدانست که چه کسی هیچگاه به شاهزاده روی خوش نشان نخواهد داد...

0 0 0
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.