درباره zahra1385far

  Na_balad
  تهران
  21 ساله
  تاریخ عضویت: ۱ اسفند ۱۴۰۰

هیچ وقت به آرزوی دیگران فکر نکن?? چون آن ها برای آرزوهای خود ??هدف های?? دیگری دارند??
یه سوال به نظرتون سن یه عدده ؟ یا نه !

آخرین پیام

  ۱۷ آذر ۱۴۰۳ ۲۳:۲۰

نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! نظر! لطفاا! خواهشا! داستانای من و بخونید و نظر بدید ... پیلیز :)

داستان های zahra1385far

8 داستان منتشر شده
ایده های ذهن یک نویسنده نا بَلَد 1 در حال تایپ

ایده های ذهن یک نویسنده نا بَلَد

۱ اسفند ۱۴۰۳

بیشتر مواقع که کتاب یا رمان میخونم ... هرجا که احساس شلوغی یا پر بودن ذهنم میکنم ، بین خوندن یک فاصله ای میدم و با ایده هایی که تو ذهنم اومدن به داستان از آخرین جایی که خوندم بال و پر میدم . اما به یه جایی که می رسم میفهمم باید به نوسنده با اون ایده های عالی احترام گذاشت ...

1 4 853
ژولین . نه ، رقیه . عزیزم 4 در حال تایپ

ژولین . نه ، رقیه . عزیزم

۲۲ دی ۱۴۰۳

این داستان زندگی ژولینِ . نه ، رقیه . عزیزم داستانی در چندین داستان کو تاه از زندگی ، امّا در دورانی پر از تعقیرات ... ولی تا از گذشته ندانی حال را نخواهی فهمید از آن چیزی . پس بخوان ( ژولین . عزیزم ) را

1 0 862
من برگشتم ایران 7 در حال تایپ

من برگشتم ایران

۲۳ اسفند ۱۴۰۳

= من برگشتم ایران رمانی بیرون از دنیای واقعی ... اما با یک شخصیت از دنیای واقعی ... = رمان من برگشتم ایران _خوب خانم من نمی‌دونم الان با چه شخصی دارم صحبت می‌کنم! ... + من ایرانم ... هِع ... ایران ... مسخره است ... _ ببین خانم جون من و احمق فرض کردی ... یا خودتو ... + اولندش خانم جون نه ... دومندش ببین آقــــ ... ... ... ... ادامه دارد ...

0 0 1.6 K
لاله های عشق من 19 در حال تایپ

لاله های عشق من

۲۸ بهمن ۱۴۰۳

زندگی مجالم نداد تا بیشتر از این عشق را در عاشقی تجربه کنم هر چند عاشقی کردن را خوب بلد شدم ... ? تا کنم عاشقی در ره عشق... ?

3 10 731
من و تو 6 در حال تایپ

من و تو

۹ فروردین ۱۴۰۴

ما در زندگی با خیلی مشکلات روبرو میشیم اما اینکه از پسشون بر بیام مهمه ... که نمیدانم تو و من از پس آنها بر میاییم ... در این رمان گلی داستان های کوتاه برای شما گذاشته میشود ... از زندگی پر پیچ و خم مردمانی همچو خود ما ...

2 6 7.9 K
محمد علی ابهراج سینک 5 در حال تایپ

محمد علی ابهراج سینک

۲۶ اسفند ۱۴۰۳

صدای گریه نوزادی می آمد که با زبان خود صدایش را به گوش دنیا میرساند ( من پادشاه پارس میشم ) ... سلام من راوی یا روایتگر زندگی محمد علی ابهراج سینک هستم و در طول دوران زندگی او شما را همراهی خواهم کرد . راستی ببخشید اون نوزاد بچست نمیدونه چی میگه ... خلاصه ( صدای دلنوازه گریه یک کودک نوزاد در کوشه ای از خاک پارس خبر از به دنیا آمدن یک خورشید را به مردم ستم دیده پارس میدهد محمد علی ابهراج سینک ... ) ... هنوز جنگی در کار نیست ...

1 3 1.8 K
ژولین . عزیزم 12 تمام شده

ژولین . عزیزم

۱۹ آذر ۱۴۰۳

این داستان زندگی ژولین داستانی در چندین داستان کو تاه از زندگی از خوشی های کودکانه تا غم های کودکانه ...

1 3 3.1 K
عاشق نامرئی 0 در حال تایپ

عاشق نامرئی

۷ اسفند ۱۴۰۰

توضیح نمیدم چون تا نخونین نمیفهمین . بزودی اپلود میشه . و بعد اون قرار فصل دوم رو به اسم عاشقان نامرئی در اختیارتون بزارم .

0 0 0
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.