ویرانگر درون
رضا ۲۸ ساله، مردی باهوش و حساس است که از هنر به عنوان راهی برای بیان احساسات و فرار از محدودیتهای زندگی استفاده میکرد. ولی سختگیریهای پدرش، مردی سنتی و مقتدر، باعث شد تا رضا از علاقهاش دست بکشد و وارد مسیر شغلیای شود که برایش ارزشی نداشت. این موضوع سبب سرخوردگی و شکست او در زندگی شد، ولی همچنان در دلش شعلهای از امید برای بازگشت به هنر و روزنامهنگاری باقی مانده بود. در خانوادهاش، اتفاقاتی تلخ مانند مرگ مادر یا از دست دادن خانه دوران کودکی، او را مجبور کرد تا دوباره به نوشتن روزنامه و بیان حقایق بازگردد. رضا در شهری زندگی میکند که فساد و تاریکی بر همه جا سایه افکنده است، و همین موضوع الهامبخش کارهای روزنامهنگاریاش میشود. با این حال، تلاشهای او برای افشاگری و بیان حقایق، همیشه به شکست ختم میشود، زیرا سیستم فاسد او را به حاشیه میبرد. اما یک شب