نیش های خونین : ترسیدن

نویسنده: sara1390amin81111

در تمام این مدت که در امنیت این خانه خود را پنهان کرده بودم باز هم از همه کس و همه چیز میترسیدم... 
با هر صدایی میترسیدم صدایی سکوت خانه را شکست آرام آرام و بی صدا به پشت حرکت کردم چیزی که سکوت را شکسته بود چیزی جز حیوان خانگی ام بلفی نبود بلفی را بلند کردم و نوازشش کردم ... 
ساعت ها گذشت خبری از صدا های وحشتناک و دلهره آور نبود برای خودم یه شیر قهوه درست کردم ...
آن روز نتوانستم بخوابم اگر می‌خوابیدم شاید غریبه آشنا سراغم آید  ...
صدای محیبی آمد و جز صدای تصادف دو ماشین نبود به سمت پنجره رفتم و احساس کردم مرد غریبه آشنا را در کنار آن دو ماشین دیدم و ...
...ادامه دارد ...

دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.