نیش های خونین : فرار کردن

نویسنده: sara1390amin81111

دستم را کشیدم و تعلل نکردم تا جایی که توانستم دویدم و از او دور شدم ...از کوچه پس کوچه ها رفتم تا اون منو پیدا نکنه در بین راه پشت یک ماشین قایم شدم تا مرا پیدا نکند ...
صدای کفش هایی چرم را حس میکنم ...  از صدای کفش ها متوجه شدم که مردی درحال دویدن به دنبال چیزی میرود  تا اینکه متوجه می‌شوم همان 
مرد غریبه آشنا است برای همین خودم را بیشتر پشت ماشین پنهان کردم تا او مرا پیدا نکند که مردی مرا صدا میزند و میگوید :( هی دختر تو اینجا چیکار می‌کنی ...)
گفتم :(یک مرد غریبه دنباله منه )
 سرم را برگرداندم تا فرد پشت سرم. را ببینم که میبینم همان مرد غریبه آشنا است... 
از ترس شدید بدنم به لرزه افتاده بود
که مردی گفت :(آقا شما چیکار با این خانم دارید ...) 
وقتی حواس مرد غریبه آشنا پرت میشه از تعلل او استفاده میکنم و پا به فرار میگذارند  که  اورا پشت سرم ...
...ادامه دارد ...
دیدگاه کاربران  
0/2000

جدیدترین تاپیک ها:

تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.