چهار دون بریتچی : هرج و مرج

نویسنده: tahamorad324

۳ روز بعد، در بازار شمال، که بازار سیاهی در شمال بریتچ بود، کلت دورف فروش رفت و بسیار پرفروش بود به گونه ای که پول خیلی زیادی به فریش و اوشندورف رسید.

و در همان اول بسیاری از روانی های بریتچ و گروه های مختلف که توسط «چهار دون» اداره می‌شدند، شروع به حمله به پلیس کردند و بعد ۵ روز پلیس بریتچ نابود شد و تک تک شعبه هایش شد اسلحه فروشی بریتچ.

ولی اوشندورف در ازای دادن کلت هایش یک شرط گذاشت که آلبرت قبول کرد

او باید شهردار میشد

شهر بریتچ یک دیوانه خانه شده بود که مانند شهر بریکینگ فقط صدای تفنگ دورف  در آن شنیده میشد.

نکته: طبق گفته ها شهر بریکینگ که با نام «آشوبخانه ای با شیشه های شکسته» شناخته میشود یکی از کشنده ترین شهر های انگلستان بود.رتبه دوم متعلق به بریتچ است.

اوشندورف ولی با استفاده از قدرت شهرداری خود و کمک نیروی انسانی فریش قوانینی کوچک ولی مهم را در بریتچ گذاشت که همه اجباراً آن را رعایت می‌کردند.


اما یک مرد به نام اسوالد که از این وضع خسته شده بود و یکی از هرج و مرج خواهان بریتچ بود(گروهی از افراد دارای مشکلات روانی که اعتقاد دارند در بریتچ جایی برای عدالت نیست)از کنار پنجره به اوشندورف شلیک کرد و این فقط باعث شد که کت فیوجر پاره شود و اسوالد سریعا دستگیر و به ضرب ۲۱ گلوله فریش ها کشته شد.

اما این باعث فروکش شدن هرج و مرج خواهان نشد و ترور های افراد فریش خیلی زیاد بود تا زمانی که فیوجر بیرون رفت و تفنگش را به سوی آسمان گرفت و شلیک کرد.

سکوتی وحشتناک حاکم شد. انگار صدای تیر از تفنگی متفاوت شنیده می شد. انگار صدای تفنگی قدیمی بود ولی باز هم تفنگ دورف بود.

سکوت ادامه دار بود ...

...
...
...
...
...






سکوت.......







فیوجر با صدای بلند داد زد:
«This is the law. The sound it makes does not take 2 minutes to finish, but its power «keeps people silent for days

      :

قانون اینجوری است.صدایی که بیرون میدهد دو دقیقه طول نمیکشد که به پایان برسد اما قدرتش افراد را روزها در سکوت وا میدارد 

این سکوت همچنین ادامه دار بود و ۲ روز در بریتچ با سکوت پیش رفت و دوباره در روز سوم تیراندازی ها شروع شد ولی در روز چهارم پس از سخنرانی فیوجر...


دیدگاه کاربران  
0/2000
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.