خاطره

خاطره

mosafer نویسنده : mosafer در حال تایپ

داستان های مشابه

روزی دو یتیم از یتیم خانه فرار می کنند و به روستایی می روند. ...

قرنطیه‌ای خشک و خالی... خیابانی سرد و ذهنی بازمانده در میانه‌ی ...

پیروزی در مبارزه او را به معشوقش می‌رساند و شکست همهٔ آرزوهایش ...

سرم را پایین انداختم و نفس عمیقی کشیدم.
مرد پرسید : گفتید دو سال پیش حافظتونو از دست دادید؟
- درسته ، تصادف کردم.
- خیلی جالبه ، تقریبا میشه همون موقع که اون مرد فرار کرد.
چند ثانیه به هم خیره ماندیم. متوجه شدم دکتر کمی مضطرب است
ژانرها: درام / ماوراء الطبیعه / معمایی
تعداد فصل ها: 6 قسمت
تقویت مهارت های داستان نویسی جزئیات بیشتر اینجا کلیک کنید.